عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - آيا مرگ پايان زندگى است يا سرآغاز زندگى نوين ديگر؟
حادثهاى است كه در زندگى ما رخ مىدهد. تاريخ با صراحت به ما مىگويد: بزرگترين زورمندان بشر، اسكندرها، چنگيزها، ناپلئونها و نيرومندترين دانشمندان و قوىترين شعرا و نويسندگان همگى در آستانش زانو زدند و سرتسليم فرود آوردند.
امام على عليه السلام در اين مورد مىفرمايد: «چگونه از چيزى غافل مىشويد كه او از شما غافل نخواهد بود و طمع در چيزى مىكنيد كه هيچ گاه شما را مهلت نمىدهد»؟
بنابراين چه بهتر كه براى يافتن پاسخهاى معماهاى مربوط به جهان پس از مرگ شجاعانه گام در پيش نهيم و به بررسى دقيق آن بپردازيم.
دو ترسيم مختلف از چشم انداز سرنوشت انسان
آيا لحظه مرگ، لحظه وداع با همه چيز است؟
لحظه پايان راه زندگى، لحظه بيگانگى ابدى و جدايى مطلق از اين جهان است يا لحظه تولد ثانوى؟
و به تعبير ديگر لحظه بيرون شتافتن از رحم دنيا به جهان وسيع و پهناور ديگر، لحظه شكسته شدن يك زندان وحشتناك؟ ...
لحظه آزاد شدن از يك قفس كوچك و تنگ و گشوده شدن دريچهاى به سوى جهانى وسيع و دور از آلايش اين جهان ماده و براى نيكوكاران پاك از غمها، اندوهها، رنجها، و خصومتها و دروغها و بىعدالتيها و ... و آنچه در اين جهان پرغوغا رخ مىدهد؟ كدام يك؟
تصوير مرگ به معناى اوّل تاريك، وحشتنزا، هولانگيز است و همين تصوّر، زندگى انسان را هم هر قدر مرفه باشد در كامش تلخ مىكند.
در حالى كه تصوير در چهره دوّم زيبا، دلپذير، آرامبخش است و شربت زندگى را گوارا و حتى شهادت در راه حق و هدف را گواراتر مىسازد و به انسان مىگويد به خاطر اين زندگى در برابر هر شرطى تسليم مشو. آزاد باش و از مرگ افتخارآميز مترس.