عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤ - ٨- ايمان و فداكارى او در راه هدفش
به خاطراين افراد تهيدست است كه گرد تو را گرفتهاند. و قرآن در آيه ٢٨ سوره كهف راه پيامبر صلى الله عليه و آله را روشن ساخت كه «پاكيزه خويان كهن جامه و پرهيزگار را» انتخاب كند و «سپيد جامههاى دل سيه» را رها نمايد، و در آيه ديگر با تهديد كوبندهاى تقاضاى آنها را رد كرد كه «وَ قُلِ الْحَقُّ مَنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنَ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُر إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِميْنَ نَاراً أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا؛ بگو اين آيين حقى است از طرف خدا هر كس مىخواهد ايمان بياورد و هر كس نمىخواهد نياورد، ما براى ستمگران آتش فراهم ساختهايم كه همچون خيمه از هر سو آنها را احاطه مىكند» [١].
اين بود وضع كسانى كه به او ايمان آورده بودند و از طرف وى حمايت مىشدند. اگر او مرد حق نبود دوستى ثروتمندان را به خاطر دوستى اين افراد به ظاهر ضعيف از دست نمىداد.
٨- ايمان و فداكارى او در راه هدفش
استقامت و پافشارى مدعى نبوت و عدم انحراف و ترديد و دو دلى و از خود گذشتگى و فداكارى او در راه هدفش نشانه ديگرى بر صدق گفتار اوست.
- اين نشانه هنگامى كه به سائر قرائن ضميمه گردد به خوبى مقصود را اثبات مىكند، البته نه به تنهايى.
در هيچ يك از تواريخ ديده نشده كه پيامبر صلى الله عليه و آله از ميدان عقبنشينى كرده باشد حتى در صحنه نبرد «احد» كه جز على عليه السلام همگى عقب نشينى كردند او با همان جراحات فراوان در صحنه نبرد ايستادگى كرد.
مورّخان شرق و غرب اين ايستادگى را ستودند.
دكتر گوستاولوبون مىگويد: «از هيچ خطرى فرار نمىكرد و در عين حال خود را بدون جهت هم به خطر نمىانداخت. [٢]
آرى او در ميدان احد هنگامى كه خون صورتش را گرفته بود و با تأسف
[١]. سوره كهف، آيه ٢٩.
[٢]. تاريخ تمدّن اسلام، ص ١١٩