عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - آيا معصوم بودن افتخار است؟
١- عدم تشخيص زشتى عمل.
٢- غلبه شهوات و هوسها به طرزى كه نيروى عقل با درك زشتى عمل در برابر آنها زانو بزند.
اگر زشتى را درك كند. و بر نفس و اعصاب و هوسهاى سركش كاملًا مسلّط بود گناه نمىكند. روى اين اصل اگر كسى به قدرى اطّلاعاتش وسيع باشد و چشم عقل او واقع بين كه به زشتى تمام اعمال ناپسند و مفاسد آنها توجّه كامل داشته باشد، ايمان او به روز رستاخيز و پاداش اعمال به قدرى قوى، و همّت او به قدرى عالى باشد كه رضا و خشنودى خدا و پاكى و پاكدامنى را به هيچ چيز نفروشد و بداند لذت و منفعت اين گونه كارها بسيار سطحى و كم داوم و عواقب دردناك و شوم آنها بسيار طولانى و طاقت فرساست، همچنين تسلّط او بر نفس خود به قدرى باشد كه هيجانانگيزترين صحنهها نتواند زمام اعصاب او را از دست عقلش بگيرد، و هيچ عاملى نتواند پرده غفلت و بىخبرى بر درك و تشخيص او بيندازد، مسلّماً چنين كسى در برابر تمام گناهان و مفاسد «مصونيّت» خواهد داشت، پيامبران در برابر تمام گناهان چنين حالى را دارند.
و سرچشمه آن علم پيامبران، تقواى و ايمان آنها و قدرت عقل و فكر آنهاست كه هوسهاى سركش را در برابر آنها رام كردهاند.
بنابراين اگر مىگوييم پيامبران معصوم هستند براى اين است كه عوامل گناه در وجود آنها محكوم به شكست است.
آيا معصوم بودن افتخار است؟
گاهى مىگويند اين طور كه شما عصمت را معنا كرديد كه «يك نيروى مرموز خدادادى است كه به هر كس داده شود در برابر هر نوع گناه و انحراف و خطا مصونيت پيدا مىكند» اين افتخارى نيست، چنين نيرويى به هر كس داده شود حتى به جانىترين مردم، از هر گونه گناه و خطا مصونيت پيدا خواهد كرد.