عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٧ - ٣- قرآن و جاذبه عمومى
«وَ مَنْ كُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَينِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ [١]؛ از هر چيزى دو زوج آفريديم باشد كه شما متذكّر شويد»
اگر مفسّران گذشته در تفسير اين آيه به درد سر افتادهاند، تفسير اين آيه امروز براى ما روشن است، زيرا مىدانيم تمام موجودات اين جهان ماده بدون استثنا از ذرات اتم تشكيل يافته و هر دانه اتم هم از دو زوج مختلف كه يكى الكتريسيته «منفى» و ديگرى الكتريسيته «مثبت» دارد تشكيل شده است. آيا براى بيان اين واقعيت در محيط نزول قرآن كه كلمات «الكترون» و «پروتون» هنوز جزء فرهنگهاى بشرى نشده بودند، تغييرى رساتر و مناسبتر از «زوجين» (دو موجود نر و ماده) پيدا مىشد؟
و اين را نيز مىدانيم كه دو جسم با دو الكتريسيته «ناهمنام» (مثبت و منفى) يكديگر را جذب مىكنند. و آيا جاذبه و كششى كه ميان دو جسم با دو نوع بار الكتريكى وجود دارد شباهت كاملى با جاذبه جنسى كه ميان دو زوج وجود دارند نيست؟ بديهى است وجود اجزاى ديگرى در اتم ضررى به آنچه گفتيم نمىزند.
در معناى آيه حديث جالبى در تفسير «برهان» از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده است كه فرمود: «مولف بين متعادياتها و مفرق بين متدانياتها؛ او (خداوند) در ميان قواى متخاصم جهان الفت ايجاد كرده و در ميان قواى نزديك جدايى افكنده است».
٣- قرآن و جاذبه عمومى
چه بسيارند اشخاصى كه حس كردهاند بدنشان در آب سبك مىشود يا سيبى از درخت سقوط كند، يا چلچراغى در بالاى سرشان به تموج در مىآيد. امّا فقط «ارشميدس» پيدا مىشود كه از آن اصول «تعادل مايعات» و «نيوتن» قانون «جاذبه عمومى» و «گاليله» قانون «سقوط اجسام» را از روى آن به دست آورند لذا است كه مىگويند متفكّران بزرگ اين اختصاص را دارند كه هيچ مطلبى رابيهوده و نامربوط نمىانگارند و از نمودهاى بسيار ساده و عادى درسهاى بزرگ مىگيرند.
[١]. سوره ذاريات، آيه ٤٩.