تفسير بر رأى و هرج و مرج ادبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩ - ٤- «تفسير به رأى» و رواياتى كه در نكوهش آن به ما رسيده

هشتم: در نهج‌البلاغه از امام اميرمومنان على عليه السلام چنين مى‌خوانيم:

«و آخر قد تسمى عالماً و ليس به فاقتبس جهائل من جهال و اضاليل من ضلال و نصب للناس اشراكاً من حبائل غرور و قول زور، قد حمل الكتاب على آرائه و عطف الحق على اهوائه ...؛ [١]

گروهى از گمراهان چنين هستند كه نام عالم بر خود گذاشته‌اند، در حالى كه چنين نيستند، نادانى‌هايى را از افراد نادان گرفته، و گمراهايى را از گمراهان، و بر سر راه مردم دام‌هايى از مكر و فريب و گفتار باطل نهاده، قرآن را بر آراى خود تطبيق مى‌دهند، و حق را مطابق ميل خود تفسير مى‌كند».

نهم: و نيز در نهج‌البلاغه مى‌خوانيم:

«يعطفوا الهوى على الهدى اذا عطفوا الهوى على الهدى و يعطفوا الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى؛ [٢]


[١]. نهج‌البلاغه، خطبه ٨٧.

[٢]. نهج‌البلاغه، خطبه ١٣٨.