تفسير بر رأى و هرج و مرج ادبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤

در ميان مسلمين فرقه‌هايى بوده‌اند (و شايد هم اكنون هواخواهان محدودى داشته باشند) به نام «مشبهه» و «مجسمه» كه خدا را به موجودات مادى تشبيه مى‌كردند و براى او جسمى قائل بودند و معتقد بودند كه خدا همانند ما چشم و گوش و دست و پا دارد، و براى اثبات عقيده خود به بعضى از آيات قرآن چسبيده و با جمود به لفظ و ناديده گرفتن همه قرائن، استدلال مى‌كردند.

مثلًا آيه ١٠ سوره فتح: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ‌؛ دست خدا بالاى دست آنهاست» و يا آيه ٨٠ سوره زخرف‌ «أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَانَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ‌؛ آيا چنين مى‌پندارند كه ما سخنان سرى و نجواى آنان را نمى‌شنويم؟» و يا آيه ١ سوره اسراء: «إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ‌؛ خداوند شنوا و بيناست» و آيه ٧٥ سوره ص: «مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَىَ‌؛ چه چيز مانع شد از اين‌كه سجده كنى براى آنچه با