تفسير بر رأى و هرج و مرج ادبى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧

نه كليد حسى وجود دارد و نه يك انسان مى‌تواند در دست ديگرى قرار گيرد، همه اينها كنايه از قدرت و تسلّط بر شخص، يا كار و يا چيزى است.

البتّه تمام اين تغييرات كنايات رائجى است كه نه تنها در زبان عرب كه دائره كنايه در آن وسيع است بلكه در همه زبان‌ها وجود دارد. و قرينه آنها هميشه همراه آنها وجود دارد. (گاه قرائن عقلى و گاه قرائن نقلى و گاه قرائن حالى).

هرگاه در اين گونه موارد كسى جمود بر الفاظ كند و كلمه «رؤيت» يا «ذائقه» يا «كليد» و يا «دست» را حمل بر معناى حقيقى آن نمايد مسلّماً از معيارها و قواعد ادبى و طرز القاى سخن و فهم عبارات دور افتاده است و هر كس مختصر اطلاعى از طرز ايراد سخن داشته باشد به خوبى مى‌داند كه اين گونه جمودها غلط است همان‌طور كه توجيهات كنايى و رمزى و سمبوليك در عباراتى كه‌