اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٠٢ - اسداللّه علم
علم، اسداللّه ١
اسداللّه علم، وزیر دربارسرّی غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
اسداللّه علم در ١١ نوامبر سال ١٩٦٦ به وزارت دربار منصوب شد. او از سال ١٩٦٦ رئیس دانشگاه
پهلوی بوده و پس از آن نیز این سمت را حفظ کرده است. علم که نزدیکترین و مطمئن ترین دوست شاه
است، از خردسالی یکی از اعضای محفل درونی دربار شاهنشاهی بوده است. انتصاب وی به دلیل سهولت
دسترسی علم به شاه و نفوذ بر وی در این مدت طولانی چندان موجب شگفتی نشده است. به هر حال،
انتصاب علم بر قدرت وی از طریق کنترل رفت و آمد سایرین به دربار، افزود علم همچنین مسئولیت
نظارت بر اعمال و فعالیت های دولت را توسعه داده است. او به ویژه در امور سیاسی مربوط به دربار، یعنی
جایی که دیپلماسی و جاذبه شخصی وی بیش از هر جایی مؤثر است، سیاستمداری باهوش و مجرب
است.
امیر (شاهزاده) اسداللّه علم در سال ١٩١٨ در بیرجند متولد شد. او تنها پسر محمد ابراهیم خان
(شوکت الملک)، زمیندار ثروتمندی است که نسل اندر نسل ارباب بود و دوست بسیار نزدیک پدر شاه
فعلی بود. اسداللّه دوره دبیرستان را در بیرجند گذارند و سپس وارد دانشکده کشاورزی کرج گردید. طبق
اخبار و گزارشات، در دهه ١٩٣٠ پدرش او را به همان مدرسه ای در سوئیس فرستاد که شاه فعلی (و
ولیعهد آن زمان) در آن مدرسه درس می خواند. گفته می شود که دوستی نزدیک بین این دو نفر در همان
مدرسه شکل گرفت. وی در سال ١٩٤٢ در وزارت کشاورزی شروع به کار کرد و سال بعد پیش خدمت
خصوصی شاه شد که پست افتخاری است. در ١٩٤٤ به عنوان بازرس در وزارت کشور مشغول کار گردید،
ولی اواخر همان سال به انگلستان رفت و در دانشگاه اکسفورد و در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد. پس از
بازگشت به صورت یک بازنشسته در املاکش سکنی گزید، لیکن در سال ١٩٤٧ به عنوان استاندار
بلوچستان (محل اقامتش) منصوب شد. در سال ١٩٥٠، هنگامی که در سن ٣٢ سالگی متصدی مقام
وزارت کشور در کابینه محمد ساعد گردید، جوانترین وزیر در تاریخ کشور ایران محسوب می شد.
در خلال سال ١٩٥٠، علم در سه کابینه شرکت داشت و در اکتبر همان سال به سرپرستی املاک
خاندان پهلوی گمارده شد. در ژانویه ١٩٥١، شاه کمیسیونی برای تقسیم املاک خانواده پهلوی تشکیل داد
و ریاست این کمیسیون را به علم سپرد. پس از رسیدن محمد مصدق به نخست وزیری (مارس ١٩٥١)،
علم در پست خود باقی ماند، اما دشمنی خانوادگی او با مصدق سبب شد که در طول زمامداری مصدق،
تحت نظارت در خانه اش محبوس بماند. در سال ١٩٥٣ با بازگشت مجدد شاه به قدرت، علم به یکی از
نزدیکترین مشاوران وی مبدل شد. در خلال سالهای ١٩٥٥ تا ١٩٥٧ بار دیگر تصدی وزارت کشور را
برعهده داشت. علم در سال ١٩٥٧ بنا به درخواست شاه و به صورت یک رقابت سیاسی با منوچهر اقبال،
که از سال ١٩٥٧ تا ١٩٦٠ نخست وزیر ایران بود، نسبت به تشکیل حزب مردم اقدام نمود. این حزب در
چهارچوب مخالفتی وفادارانه (به شاه) فعالیت می کرد و برنامه آن فراخوانی جهت توسعه تدریجی
اقتصادی، اجتماعی کشور بود. معذالک در سال ١٩٦٠ بعد از انتخابات، وی از رهبری حزب استعفا داد.
علم در اوایل سال ١٩٦١ به عنوان نماینده زابل به مجلس وارد شد و از این سمت نیز کناره گرفت. مدتی بعد
او گفت: «این تجربه ناخوشایندی بود و من از سیاست سرخورده و دلسرد شده ام». در سال ١٩٦١ به سمت
معاونت اجرایی و رئیس هیئت ناظران بنیاد پهلوی منصوب شد. او این سمت را تا ژوئن سال ١٩٦٢ که به