اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٦٤ - جهانشاه صالح
آن را با ایجاد تغییراتی چون برنامه های تحقیقاتی مستقل، امتحانات ماهانه و آموزش ورزش اجباری،
تجدید سازمان و نوسازی کند؛ وی همچنین کوشیده است تا همانندسازی (کپی کاری) در بین دانشکده ها
را از بین ببرد. جنجالی ترین پیشنهاد وی تاکنون، وضع شهریه آموزشی بوده است که اعتراض دانشجویان
را برانگیخت.
اگرچه او برادر یکی از رهبران جبهه ملی یعنی اللهیار صالح است، که اللهیار از لحاظ احترام در بین
ملی گرایان مقام دوم پس از نخست وزیر پیشین محمد مصدق را داراست، ولی دکتر صالح از طرفداران
پروپا قرص شاه می باشد و گفته می شود از مخالفین نظام مصدق بوده است. دکتر صالح بیان داشته است که
آمریکا می بایست برای حل مشکلاتی که از سیاست های مصدق ناشی شده بود، دخالت می کرد. یکی از
بزرگترین مشکلات دکتر صالح، آشوبهای وسیع جبهه ملی در بین دانشجویان دانشگاه تهران است. وی که
از دوستان نزدیک آمریکا و ده سال در این کشور گذرانده است، از سوی همکارانش به تعصب به نفع
آمریکائیها متهم می باشد. گفته می شود که وی اظهار داشته است ایران همیشه به کمکها و مشاوره های
آمریکا نیازمند خواهد بود و مخالف از سرگیری نفوذ انگلیسی در ایران است.
وی در نشان دادن تنفر خود از کمونیزم هیچ ابایی ندارد، فعالانه به مخالفت با حزب توده (کمونیست)
می پرداخته است.
صالح فرزند هفتم از هشت فرزند یک خانواده متنفذ کاشانی است که در سال ١٩٠٥ به دنیا آمد. پس از
حضور در مدرسه میسیون مذهبی آمریکا در تهران، به آمریکا رفت و از دانشگاه سیراکیوس در سال
١٩٢٨ لیسانس و در سال ١٩٣٣ دکترای خود را اخذ کرد. او در بیمارستان اورنج مموریال در نیوجرسی
به انترنی پرداخت و در سال ١٩٥٣ در بیمارستان دانشگاه کلمبیا به عنوان مبتدی به کار پرداخت. وی در
سال ١٩٣٦ به ایران بازگشت و استاد رشته کالبدشناسی، و در سال ١٩٤١ استاد رشته زنان و زایمان شد.
او از ١٩٣٦ تا ١٩٣٧ رئیس بخش زنان و زایمان بیمارستان وزیری بود و در این زمان به ریاست
بیمارستان زنان تهران منصوب شد. وی به هنگام گزینش به عنوان رئیس دانشکده پزشکی تهران در سال
١٩٤٧، این شغل را رها کرد. صالح در سالهای ١٩٥١، ١٩٥٣ تا ١٩٥٧ و از ١٩٦٠ تا ١٩٦١ وزیر بهداری
و از ١٩٦١ تا ١٩٦٢ وزیر آموزش و پرورش بود. در دومین دوره وزارت بهداری، وی توانست مبارزه ای
موفق علیه کشت خشخاش برای حصول تریاک و به مثابه نخستین گام در برنامه ای ضد مواد مخدر،
بردارد.
علائق علمی، او را به اقصی نقاط دنیا کشانده است. او در سال ١٩٤٩ در کنفرانس صلیب سرخ در
سوئد شرکت کرد، و در ١٩٥٢ به آمریکا رفت تا به عنوان بورسیه اصل چهار در بازدید از برنامه های
مدیریت بیمارستانی و بهداشت عمومی شرکت نماید. وی به عنوان مشاور سازمان بهداشت جهانی
(WHO) از سال ١٩٥٢ در اجلاس های مختلف این سازمان در نانسی، فرانسه (١٩٥٢) و در ژنو (١٩٥٤ و
١٩٥٦) و در مکزیکوسیتی (١٩٥٥) شرکت کرد و در اجلاس آخر به عنوان عضو هیئت مدیره WHO
برگزیده شد.
پس از کنفرانس مکزیکو روانه آتلانتیک سیتی نیوجرسی شد تا در اجلاس مؤسسه پزشکان آمریکا
شرکت کند، وی یکی از اعضای این مؤسسه است. او به عنوان عضو کالج بین المللی جراحان از سال
١٩٥٥، در بیست و سومین گردهمایی سالیانه این سازمان در سال ١٩٥٨ در لوس آنجلس شرکت نمود.