اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥٤٧ - اردشیر زاهدی
شوند. مشخص نیست چرا زاهدی این کار را کرده بود.)
وی پسر تیمسار فقید فضل اللّه زاهدی و خدیجه پیرنیا می باشد. وی می تواند به خاطر سابقه اجتماعی
مبرا از عیب برخود ببالد. والدین وی از «هزار فامیل» استثنایی هستند و مادر بزرگ وی یک شاهزاده
خانم قاجار، سلسله سلطنتی قبلی، بوده است.
پس از پایان تحصیلات متوسطه در تهران، زاهدی به دانشگاه آمریکایی بیروت رفت و از سال ١٩٤٢
تا ١٩٤٥ در آنجا بود. سپس به دانشگاه ایالتی یوتا واقع در لوگان (LOGAN) رفت، که در آنجا برخلاف
علاقه شخصی به تحصیل کشاورزی پرداخت، زیرا معتقد بود که کشورش به متخصصین تحصیل کرده
کشاورزی نیاز دارد. او در امور فوق برنامه دانشگاهی خیلی فعال بود و رهبر انجمن دانشجویان خارجی
بود. در سال ١٩٥٠، موفق به دریافت مدرک لیسانس در کشاورزی و پرورش طیور خانگی گردید.
زاهدی پس از پایان تحصیلات به ایران بازگشت و به عنوان دستیار ویژه فرانکلین اس. هاریس، رئیس
هیئت اجرایی ایالات متحده، مسئول کمیسیون توسعه روستایی، انتخاب گردید. وقتی زاهدی در دانشگاه
یوتا تحصیل می کرد، هاریس رئیس دانشگاه بود. در سال ١٩٥٢، زاهدی به مقام دستیار اداری وی ارتقاء
یافت، که در آن موقع به دستور و فشار نخست وزیر، مصدق، استعفا داد.
چگونه موفق شد ارتباطات صحیح برقرار نماید
در اوت ١٩٥٣، پدر زاهدی کودتایی را انجام داد که مصدق را برکنار و شاه را به تخت و تاج سلطنت
بازگرداند. به عنوان پسر تیمسار زاهدی، اردشیر نقش مهمی در کودتا به عهده داشت. وقتی تیمسار
نخست وزیر شد، پسرش به عنوان منشی خصوصی و رابط رسمی وی با دربار خدمت نمود. در اکتبر سال
١٩٥٣، اردشیر به عنوان آجودان غیرنظامی شاه انتخاب شد. وقتی تیمسار زاهدی در آوریل ١٩٥٥ از
نخست وزیری کنار گذاشته شد، اردشیر ابتدا از قبول شغل در دربار خودداری نمود و با پدرش به اروپا
رفت. بعد از چندی تغییر عقیده داد و به ایران بازگشت تا سمت آجودانی غیرنظامی شاه را مجددا اختیار
نماید.
وقتی زاهدی با شاهزاده خانم شهناز، دختر شانزده ساله شاه در سال ١٩٥٧ ازدواج نمود، او به مقام
دولتی رسید و لقب «عالیجناب» دریافت نمود. او همچنین در عدم اطمینان مربوط به جانشینی سلطنت
درگیر بود، که تا بعد از تولد شاهزاده ولیعهد در سال ١٩٦٠ ادامه داشت. گفته می شد که اگر شاه صاحب
فرزند ذکور نشود، عنوان ولیعهد به پسر احتمالی شهناز داده خواهد شد، به هر حال شاهزاده خانم فقط
صاحب یک فرزند دختر به نام زهرا مهناز شد که در سال ١٩٥٨ متولد گردید. زاهدی و شاهزاده خانم در
سال ١٩٦٤ متارکه نمودند.
در می سال ١٩٥٩، زاهدی نقشی در به هم رسیدن شاه و همسرش ایفاء نمود. فرح نزد زاهدی رفت تا
در مورد ادامه تحصیلاتش در پاریس با وی مذاکره نماید، (در آن زمان وی مسئول دانشجویان خارج
کشور بود) او فرح را به خانه آورد تا با همسرش ملاقات نماید. شهناز راجع به فرح و قابلیت های وی در
احراز مسئولیت های یک ملکه، با پدرش صحبت نمود. در تابستان در خانه زاهدی به فرح پیشنهاد
ازدواج با شاه شد.