اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٥ - معرفی کتاب
٢ شورای فرماندهی انقلابی : این شورا عالی ترین مرجع و در حقیقت شورای انقلاب می باشد که
قدرت ها در دست اوست و یکی از وظایف آن تعیین ریاست جمهوری است.
٣ کابینه: که اجراییات و اداره کشور را به عهده دارد.
در یک نگاه اجمالی مراحل تثبیت قدرت صدام حسین را از دریچه اسناد، می توان این گونه توصیف
کرد:
الف: قبل از کودتا
با استعفای حسنالبکر از ریاست جمهوری، شورای فرماندهی انقلابی صدام حسین را به ریاست
جمهوری برمی گزیند. البته این یک تصمیم صوری بود زیرا قبل از این استعفا تمام قدرت و کارها به جز
تشریفات در دست صدام حسین متمرکز بوده و وی به خاطر توان تشکیلاتی و قدرت برخورد خشن و
توطئه آمیز در برابر حریفان خویش به سرعت خود را به عالی ترین مدارج قدرت رسانده بود.
با اعلام ریاست جمهوری، صدام بلافاصله و به سرعت انسجام قدرت خویش را در کابینه تقویت
می کند، بدین ترتیب که با تغییر و تحولات وسیع در کابینه و ایجاد پست های جدید از قبیل معاونت
نخست وزیری و همچنین تلفیق بعضی سازمانها و وزارتخانه ها با یکدیگر و یا بوجود آوردن سازمان یا
وزارتخانه جدید و نقل و انتقالات وسیع مسئولین نفوذ خود را بر نظام اجرایی حاکم می گرداند و در حقیقت
به جای شروع از حزب و شورای فرماندهی انقلابی حرکت را از کابینه شروع می کند و بخصوص در این
نقل و انتقالات مسئله ارتش برای صدام بسیار با اهمیت بوده است، زیرا ارتش و افسران آن نزدیکی و
انسجام چندانی با وی نداشتند و او را به خاطر فقدان تجربه نظامی در حد حسنالبکر به حساب
نمی آوردند. انتخاب عدنان خیرالله به عنوان معاون فرماندهی کل قوا راهی بود به سوی نزدیکی با ارتش.
در سلسله مراتب رهبری عملاً با انتخاب عزت ابراهیم که در مقام مقایسه با دیگران چهره ای ضعیف و
گوش به فرمان است عملاً مرد شماره ٢ در مراتب قدرت حذف می گردد.
ب: کودتا و تعارضات داخلی حاکمیت
هنوز حدود ٢٠ روز از انتخاب صدام به ریاست جمهوری نگذشته که یک حرکت نافرجام از درون
حاکمیت جهت حذف صدام صورت می گیرد. عناصر این تلاش را بعضی اعضای شورای فرماندهی
انقلاب اعم از نظامی و غیرنظامی مانند محی عبدالحسین مشاطی دبیرکل شورای فرماندهی انقلاب و
عدنان حسین از دوستان نزدیک صدام تشکیل می دادند.
نمود این تعارض و برخورد خونین صدام با این حرکت عامل مهمی شد تا وی بتواند قدرت مطلقه
خویش را بر ارکان مملکتی استوار سازد، منجمله با این ادعا که افراد مخالف می خواستند با استفاده از
بهانه انتخابات درون حزبی صدام را سرنگون کنند، توانست بسرعت هر نوع گرایش به انتخابات درون
حزبی را که سالها متوقف مانده بود متوقف سازد. از سوی دیگر با خالی شدن چند کرسی از شورای
فرماندهی انقلاب صدام با جایگزینی عناصر مورد وثوق خویش در حقیقت شورای فرماندهی انقلاب را
نیز در قبضه خود گرفت. در این مسیر البته از اتهام همیشگی نقش توطئه خارجی و مشخصا دخالت سوریه
نیز مطرح گردید که به نظر می رسد صرفا مصرف داخلی داشت.