اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٧٥ - امیرحسین امیرپرویز
اظهارات متفرقه :
درباره نخست وزیر آموزگار (یکی از دوستان خوب امیرپرویز) او در امور اقتصادی و بین المللی فرد
کاملاً قابلی است اما مدتها است که هرگونه مسئولیت یا علاقه واقعی به امور داخلی ایران را کنار گذاشته
است، با این تصور که شاه هم اکنون در این امور به حد کافی مشاور دارد. بنا به قول استاندار، این طرز فکر
آموزگار نهایتا او را به دردسر خواهد انداخت.
درباره تیمسار اسکندر آزموده (استاندار پیشین آذربایجان شرقی) در درجه اول او هیچ گاه
نمی بایست یک استاندار می شد و حتی قبل از شورش های تبریز بسیاری از مقامات دولتی را وادار به ترک
نمود. معاشرت با وی مشکل بود و حتی به زبان فارسی درک منظور او آسان نبود. (این جمله ضمن بیان
یک داستان طولانی درباره آزموده در یک ملاقات در تهران گفته شد).
درباره دلیل عدم رضایت شهربانو از تبریز (تذکر: علیرغم نسب تبریزی خانواده دیبا، عموما تصور
می شود که او (شهربانو) از شهر و ساکنان آن بدش می آید و ظاهرا استاندار تبریزی الاصل نیز همین طور
فکر می کند) در سال ١٩٠٩ طی قیام تبریز به طرفداری از قانون اساسی، پدر بزرگ شهربانو به نام
نظام العلماء یک ملا و زمیندار شهر بود. در آن زمان تنها منبع ارتباطی و مرکز دائمی مورد توجه عوام در
تبریز اداره تلگراف بود که با تهران و دولت مرکزی ارتباط داشت. یک روز پیامی رسید که در آن اعلام شده
بود که رژیم قاجار فقط «نظامنامه» (یعنی «قوانین فرعی» به جای خود قانون اساسی) را تأیید کرده و
متصدی تلگراف این خبر ناگوار را برای حاضران در اتاق شلوغ و پر سروصدا بلند خواند، مردم اشتباها
حرف او را این طور فهمیدند که شاه قاجار نظام العلماء را تأیید می کند. در سروصدا و شلوغی احساسات
جمعیت که از پیش تحریک شده بود، زیادتر شده و به صورت یک دسته خشمگین در آمدند و به منزل این
شخص حمله نموده آن را آتش زدند و پدر بزرگ شهربانو را واداشتند که با خانواده خود از شهر فرار کرده
و به تهران برود.
درباره تیمسار جعفر شفقت، استاندار جدید آذربایجان شرقی او مردم خوب و شایسته ای است که با
یک گروه مذهبی مهم تبریز پیوندهای عالی دارد. امیرپرویز خبر یافته بود که خود او قرار است به عنوان
استاندار به تبریز فرستاده شود، اما بعد شاه با این فکر که یک فرد نظامی ضروری تر خواهد بود، تغییر نظر
داد. درباره طرح ریزی شهری و «خواست مردم» اکثریت تقاضاهایی که افراد در استان کرمانشاه به
استاندار تسلیم می کنند (او به طور هفتگی ملاقاتهای آزادی دارد که ضمن آن به تمام تقاضاها از هر نوع که
باشند گوش فرا می دهد) به گرفتن زمین محل سکونت یک مشکل عظیم است و دارای استعداد
دردسرتراشی برای آینده نیز می باشد. وی ضمن یک تلاش برای تسریع توسعه شهر، بنگاه مشاور عمرانی
که قبلاً در کرمانشاه کار می کرد و مرکزش در تهران بود را تعطیل کرد و می گفت که این شرکت صرفا مانع
پیشرفت بوده و بر سر راه مردم مانع می تراشیده، علاوه برآن که قبل از اتخاذ تصمیمات کند و ملال آور
خود، تقاضای رشوه های بالا می نموده است.
نتیجه گیری:
استاندار امیرپرویز یک ناظر باهوش در خصوص وقایع ایران است و از پیوندهای اداری خوبی در
تهران و ارتباطهای نزدیکی با همشهریانش در تبریز برخوردار است. اظهارات بی پرده او درباره احساس