اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٢٤ - جهانگیرآموزگار
وزارت خارجه مایل است از دردسرهای بیشتر ناشی از اقدامات خلاف معمول در رابطه با وضعیت
دیپلماتیک یا مستقل دکتر آموزگار در اینجا پرهیز نماید. از هر نوع راهنمایی براساس برخورد
احتیاط آمیز با مقامات عالی رتبه دولت ایران که بتوان توسط سفارت به مورد اجرا گذاشته شود، عمیقا
تشکر می گردد.راسک
آموزگار، جهانگیر ٤
جهانگیر آموزگار خیلی محرمانه
دکتر آموزگار در سال ١٩١٩ متولد شد. عضو خانواده ای معروف است و پدرش حبیب، قبلاً سناتور
بود. در رشته اقتصاد در دانشگاه کالیفرنیا دکترا گرفت و در همانجا به تدریس در رشته اقتصاد مشغول شد.
آموزگار یکی از اقتصاددانان برجسته ایرانی است، ولی به جای این که عملگرا باشد تئوریسین است. در
مواردی با درگیر کردن خود در مسائل جزئی، مسائل و موضوعاتی عمده و مهم را از یاد می برد. قدری
خودبین است و چنانچه با مخالفت یا دست کم گرفتن روبرو شود، عصبانی و آتشین مزاج می شود.
همسرش آمریکایی است و به زبان انگلیسی به روانی تکلم می کند.
در حین اقامت در آمریکا نامزد شرکت در انتخابات مجلس شد، ولی از مراجعت به ایران امتناع
ورزید، در کابینه نخست وزیر امینی به تاریخ ٢٠ ژوئن ١٩٦١ وزیر بازرگانی شد و در تاریخ ٢٦ مه ١٩٦٢
و پس از کناره گیری بهنیا در اوایل سال ١٩٦٢ به سمت وزیر دارایی منصوب گردید. پس از سقوط دولت
امینی در ژوئیه ١٩٦٢، آموزگار مدتی بیکار بود تا این که در دسامبر ١٩٦٢ به عنوان رئیس هیئت
جدیدالتأسیس اقتصادی ایران به واشنگتن اعزام شد. در آنجا به کار تماس مستقیم با تعدادی از
سازمانهای آمریکایی (بانک صادرات و واردات، وزارت کشاورزی و AID) که درگیر طرح هایی در ایران
بودند، سرگرم بود.
در گفتگو با دوستان آمریکایی و ایرانی اش، آموزگار با صراحت گفته است که شاه به مسائل اقتصادی
واقف نمی باشد. وی همچنین از حامیان سرسخت نخست وزیر امینی است و به نظر می رسد که در مخالفت
با امینی و گروه اقتصاددانان گمراهش، شاه آموزگار را نیز نادیده نگرفته است. بهترین دوست آموزگار در
دولت کنونی علاوه بر برادرش جمشید، منوچهر گودرزی است. با بسیاری از اقتصاددانان حرفه ای دولت
تماس نزدیک داشته و با مدیر بودجه یعنی مجیدی و معاون رئیس کل بانک مرکزی، فرمانفرمائیان، نیز
رابطه ای تنگاتنگ دارد.
شاید بتوان گفت که آموزگار به حدی طرفدار آمریکاست که در شرایط سیاسی کنونی به نفع وی
نمی باشد. همسر آمریکایی اش نیز هیچ گاه نتوانسته است خود را با شرایط ایران وفق دهد و خود آموزگار
نیز متوجه شده که انطباق پذیری مجددش با شرایط ایران، ناراحتی هایی را برایش فراهم ساخته است.
می توان گفت که زیاده از حد به انتقاد از کشورش پرداخته و آمریکا را نیز به خاطر عدم تلاش در حمایت از
اشخاص مناسب (امینی و آموزگار)، آن هم در زمان مناسب به باد انتقاد می گیرد.
خلاصه این که وی روش برخورد شاه با مسائل اقتصادی را مطلوب نمی پندارد و شاه نیز در انتقاد از
سیاست های اقتصاد نخست وزیر امینی، آموزگار را هم از قلم نمی اندازد. با این حال، چنانچه امینی،
جمشید آموزگار یا منوچهر گودرزی یا رضا انصاری نخست وزیر شوند، ممکن است جهانگیر آموزگار نیز