اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢١٣ - جمشید آموزگار
تحت صدارت آموزگار که گاهی بی رحم و متکبر می باشد، ممکن است تغییر روشی نیز در دولت به وجود
آید (کابینه وی شامل چندین وزیر مقتدر دیگر بوده و خود نخست وزیر نیز ماهیتا فرد سازشکاری
نیست).
جمشید آموزگار نخست وزیر (از ٧ اوت ١٩٧٧) خیلی محرمانه
جمشید آموزگار قبل از اینکه شاه وی را به نخست وزیری منصوب نماید به صورت فعالی در چندین
پست دولتی خدمت کرده است، اما نقش وی به عنوان مشاور اصلی شاه در امور نفتی و طرف اصلی مذاکره
کشور خود در سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) بوده که از وی یک چهره بین الملی ساخته
است. آموزگار اولین نخست وزیر ایران است که در ایالات متحده تحصیل کرده است. وی که شخصی پویا
و بدعتگذار ایده نتیجه گرایی است، یکی از تعداد بی شمار تکنوکراتهایی است که شاه برای مدرن کردن
کشور مورد استفاده قرار داده است. شاه از آموزگار انتظار دارد با استفاده از قدرت سازماندهی و دانش
اقتصادی خود، حمایت عمومی را برای برنامه های سیاسی و اقتصادی داخلی بسیج نماید.
نخست وزیر جدید ایران که فردی باهوش و با قدرت تمرکز غیرمعمول می باشد، می تواند تقریبا درباره
هر موضوعی به صورت منطقی و هوشیارانه صحبت کند و غالبا عبارات جدید و غیرمتعارف را به کار
می برد. وی در آگاهی از ایده های کلی و همچنین جزئیات امور از خود مهارت نشان می دهد. وی
تحصیلات فنی، تسلط بر اطلاعات و توانایی گفتگوی قاطع را درهم آمیخته است، و این کار در کشوری که
امورات دولتی نسبتا مبهم و قابل چانه زدن هستند کار غیرمعمولی است. وی در دستیابی به هدف خاصی،
تقریبا نوعی غرور آمریکایی دارد.
امیرعباس هویدا، نخست وزیر برکنار شده (که تقریبا ٥/١٢ سال عهده دار این سمت بود)، وزیر دربار
شاهنشاهی شده است. وی در چنین سمت مشاوره حساسی، نقشی مهمتر از هر زمان دیگر را ایفا می نماید
و نفوذ نسبی هویدا و آموزگار، بیش از موقعیت خاص دولتی آنها، به شخصیت و محیط آنها بستگی دارد.
تغییر نخست وزیر نشانگر هیچ تغییر اساسی در سیاست های ملی یا بین المللی نمی باشد.
به نظر می رسد شاه با انتصاب آموزگار حداقل به سه هدف دست یافته باشد. اولاً، وی توانسته است
هویدا را به جای اسداللّه علم، که فرد نامناسبی است، به وزارت دربار شاهنشاهی منصوب نماید. ثانیا،
نسبت به انتقادات اخیر در مورد کمبود کالا و نیروی برق به صورت مثبت پاسخ داده است و ثالثا، این تغییر
گامی است به سوی متحول کردن نظام سیاسی ایران که شاه در صدد انجام آن بوده است، نظامی که بتواند
بدون به مخاطره انداختن سلطنت بعضی از جلوه ها و مزایای دموکراسی غربی را تأمین نماید. آموزگار
تقریبا ١٠ ماه تمام به عنوان دبیرکل حزب رستاخیز ایران، یعنی تنها حزب سیاسی کشور، و همچنین به
عنوان وزیر مشاور در امور حزب رستاخیز کار کرده است و ارتقاء وی موجب تقویت اظهارات رسمی در
زمینه تأکید بر اهمیت حزب رستاخیز می باشد.
باقی ماندن وزرای مقتدر نظیر هوشنگ انصاری (وزیر امور اقتصادی و دارایی) در کابینه آموزگار،
احتمال بروز اصطکاک در دولت جدید را نشان می دهد. آموزگار، برخلاف هویدا که مصالحه گر متبحری
بود، احتمالاً سعی خواهد کرد همفکران خود را در کابینه تقویت نماید. این کار هنگامی صورت می گیرد که
وی بخواهد در اصلاح زمینه های اقتصادی حساسی چون تلاش برای برچیدن فساد، تجدیدنظر در