اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٩٨ - جمشید آموزگار
بودند، ولی پس از آن آموزگار برای مدتی بیش از نیم ساعت با خانم هرتز باقی ماند و مطالب زیادی رد و
بدل شد که خانم هرتز فقط نکات زیر را به یاد دارد:
وزیر دارایی گفت اوضاع مالی ایران بشدت مخاطره آمیز می باشد. وی سعی کرد که قبل از مسافرت
شاه به اطریش این مطلب را به وی بگوید و شاه اظهار تعجب نمود و اظهار تمایل کرد تا پس از مراجعت به
صورت مفصل تری در این باره گفتگو نمایند. اما آموزگار گفت تمامی اهمیت صحبت وی (برای شاه م)
هنوز مشخص نشده است و علت اصلی آن این است که هویدا نخست وزیر ایران دائما به شاه می گوید همه
چیز مرتب است.
آنچه که منصور در پاییز ١٩٦٤ انجام داد با توجه به نقطه نظرات اقتصادی بود نه با در نظر گرفتن امور
سیاسی و روانشناسی. آموزگار گفت، اما از طرف دیگر ممکن است آنچه که هویدا هم اکنون انجام می دهد
در کوتاه مدت سیاستمدارانه و روانشناسانه به نظر آید، ولی از نظر اقتصادی هیچ موضوعیتی ندارد، هویدا
تسلیم هر کسی شده است و هرگز به دولت اجازه انتخاب نداده است. دولت خصوصا با این حقیقت مواجه
نشده است که یک کشور نمی تواند تورم نداشته باشد، رکود نداشته باشد، مالیاتهای بیشتری نگیرد و با این
حال بودجه نظامی رو به افزایشی داشته باشد.
آموزگار گفت در طی سالهایی که از مرگ منصور می گذرد، وضعیت مالی ایران اساسا دوام آورده است
که علت آن موفقیت های حاصل از ثروت بادآورده می باشد. مرحله اول تنها محصول چنین ثروت
بادآورده ای بود. آنچه که خصوصا مایه نگرانی آموزگار شده این است که وی ترتیبی داده است تا
درآمدهای مالیاتی را ٥٨ درصد افزایش دهد، زیرا وی متوجه صورت حساب های نادرست و
پرداخت های غیرقانونی دیگر شده است، اما از وی انتظار می رود همان عملکرد را برای سال آتی داشته
باشد، کاری که آموزگار می گوید کاملاً غیرممکن است. آموزگار در ارتباط با موافقت نامه اخیر کنسرسیوم
که خانم هرتز آن را یک ثروت بادآورده دیگر خواند، گفت که این کار بشدت بی فایده است. وی گفت
منطقه صرف نظر شده ارزش کمی دارد و فقط تصور می شود تولید واقعی از ١٢ به ٥/١٢ درصد افزایش
یابد ولی این که ایران قادر باشد نفت خام حاصل از کنسرسیوم را بفروشد، قویا مورد تردید است.
در ارتباط با این مسئله آموزگار گفت واقعا مضحک است اگر شخصی فکر کند ایران در شرایطی که
مجاز نیست به مشتریان کنسرسیوم یا روسیه نفت بفروشد، بتواند دو میلیون تن نفت خام را به فروش
برساند. وی گفت عالیخانی، وزیر اقتصاد ملی، از روی ناامیدی «فرق خود را شکافته» زیرا نتوانسته است
برای بیش از ٢٠٠ هزار و یا حداکثر ٣٠٠ هزار تن نفت مشتری جلب نماید.
آموزگار مطالب بیشتری گفته بود ولی خانم هرتز بیش از این به خاطر نمی آورد. وی گفت چندین بار
می خواست به سایر میهمانان ملحق شود، ولی آموزگار وی را نگهداشته و اظهار داشته که مطالبش تمام
نشده است. آموزگار تا حدی در مورد گرفتن مالیات توضیح داده است. ولی خانم هرتز نتوانسته مطلب را
درک نماید. نتیجه سخن آنکه وی گفت حدس می زند ظرف یک سال و نیم آینده و احتمالاً زودتر، یک
بحران مالی در ایران بروز خواهد کرد. وی به گونه ای صحبت می کرد و قصد داشت مطالب خود را منتقل
کند که خانم هرتز آن مکالمه را مانند «جریان آبی از یک سوراخ در سد» توصیف نمود. البته باید افزود که
مکالمه صددرصد خودجوش نبوده است، زیرا خانم هرتز دوست دارد در مورد ملاحظات حرفه ای مردم
سؤالاتی بکند و قبلاً نیز به هنگام صرف نهار مسائل متعددی در مورد امور اقتصادی از آموزگار پرسیده