اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٢٤ - کمال الدین میرحبیب اللهی
حبیب اللهی برای مدت ده سال (از ١٩٥٤ تا ١٩٦٤)به عنوان کاپیتان پنج کشتی مختلف خدمت نمود.
در سال ١٩٦٥ فرماندهی یک واحد اسکورت (مرکب از سه ناوچه) به او واگذار گردید. سال ١٩٦٦ معاون
عملیاتی ناحیه جنوب و ناوگان خلیج فارس گردید. او در سال ١٩٦٩ رئیس ستاد نیروی دریایی
شاهنشاهی ایران شد و در سال ١٩٧٠ به درجه دریاداری ارتقاء یافت. در ماه می ١٩٧٤ فرماندهی پایگاه
دریایی بوشهر به او واگذار گردید؛ شش ماه بعد او فرمانده ناوگان خلیج فارس شد. او در سال ١٩٧٤
دریابان و در ژانویه ١٩٧٨ دریاسالار شد.
اطلاعات شخصی
حبیب اللهی از نظر لباس و شخصیت به گونه سخت گیرانه ای مرتب است. او فردی خوش صحبت
است.او به اروپای غربی، یوگسلاوی، خاورمیانه و هند سفرهایی داشته است. تنیس، شنا و رقص مورد
علاقه او هستند. دریاسالار غذاهای ایرانی را ترجیح می دهد و از نوشیدن اسکاچ، شامپاین و BB لذت
می برد. او زبانهای انگلیسی و ترکی را عالی، فرانسه را خوب و ایتالیایی را نسبتا خوب صحبت می کند. او
ازدواج کرده است. همسر او زنی بسیار جذاب، خوش طینت و با شخصیتی دلپذیر است، و انگلیسی
صحبت می کند و در رشته باله تحصیلکرده است. خانواده حبیب اللهی یک پسر به نام کاوه دارند.
١٥ نوامبر ١٩٧٨٢٤/٨/٥٧
میرحبیب اللهی، کمال الدین ٥
زمان و مکان: ٢٤ اوت ١٩٧٩٢/٦/٥٨، پنتاگون خیلی محرمانه
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: دریاسالار کمال حبیب اللهی، فرمانده کل نیروی دریایی شاهنشاهی
ایران دریا سالار فرانک کالینز، رئیس سابق نیروی دریایی هیئت مستشاری نظامی آمریکا در ایران
مایلزال. گرین، INR/RNA/SOA
موضوع: دریاسالار ایرانی از انقلاب می گوید
حبیب اللهی روز ٢٤ ژوئیه از ایران فرار کرد و هنگامی که با هم صحبت کردیم تنها چند روزی بودکه به
ایالات متحده وارد شده بود. او چیز خاصی برای گفتن در مورد سیاست فراریان و نقشی که احتمالاً در
آینده می توانست ایفا کند، نداشت، ولی درعوض در مورد تجربیاتش قبل و پس انقلاب در ایران صحبت
کرد. ظاهر او عالی بود و لباس خوبی به تن داشت.
قبل از انقلاب: حبیب اللهی گفت که در ماه نوامبر به شاه گفته بود که اگر اعلیحضرت ملوکانه ایران را ترک
کند، نیروهای مسلح سریعا فرو خواهند ریخت.این به روشنی همانی بود که در اواخر ژانویه و فوریه اتفاق
افتاد.
طی هفته های آخر، اختلال عظیمی در نیروهای مسلح وجود داشت. طرحهای اضطراری بر روی
کاغذ بود، ولی هیچ کس قادر به اجرای آنها نبود. روز ١١ فوریه (٢٢ بهمن) هنگامی که مردم خشمگین به
ساختمان ستاد فرماندهی ارتش نزدیک شدند،حبیب اللهی، تیمسار بدره ای و تعدادی دیگر از افسران
ارشد با هلیکوپتر ستاد فرماندهی را به سوی لویزان ترک کردند. آنان تصور کرده بودند که واحدهای گارد