اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٢٦ - فرخ رو پارسا
امینی، علی ٢٤
گزارش اطلاعاتی خیلی محرمانه غیرقابل رؤیت برای بیگانگان
تاریخ گزارش: ١٥ اکتبر ١٩٦٣ ٢٣/٧/٤٢
تاریخ و محل (جمع آوری) اطلاعات: ٢٥ سپتامبر ١٩٦٣ تهران، ایران
منبع: یک تاجر غربی (F)، از ایرج امینی پسر دکتر امینی.
ارزیابی محتوا: پاراگراف ٢ تا ٥ (نظریات ایرج امینی به طور دقیق گزارش شده اند)
موضوع: فعالیت های دکتر امینی و دیدگاهها در مورد گروههای مخالف
١ نخست وزیر سابق، دکتر علی امینی سعی می کند نیروهای مختلف مخالف را متحد نماید.
نقطه ضعف بزرگ شخصی وی این است که آن قدر بی رحم نیست که به دست بندیهای مختلف در یک یا
چهارچوبه موزون شده فشار بیاورد. امینی و سایر افراد نظیر وی بر روی این امر متمرکز شده اند که
برنامه ای را برای کارهای خود تنظیم نمایند که تمام ایرانیان آن را قبول داشته باشند. تا چنین برنامه ای
تنظیم شود، تلاش ناچیزی برای متحد کردن جناح های مخالف مختلف به عمل خواهد آمد، زیرا آنها در
شرایط فعلی همکاری نخواهند کرد.
٢ امینی می خواهد شاه را به عنوان سمبل رهبریت حفظ نماید، ولی فقط همین و نه بیش از این، او
معتقد است که نخست وزیر باید مقتدر باشد، و اگر او اشتباهی بکند، می توان او را بدون وارد آمدن لطمه ای
بر حیثیت و وجهه شاه کنار گذاشت. این طور که فعلاً مشاهده می شود، شاه خود را در جریان مستقیم اعمال
دولت قرار داده است و فقط اوست که می تواند مسئول کلیه اشتباهات باشد.
٣ ملتی نظیر آنچه شاه سعی می کند خلق نماید، که ملتی است پایه گذاری شده بر دهقانان و کارگران،
فقط می تواند منابع سنتی رهبریت را از بین ببرد. دهقانان و کارگران ستون های رژیم های کمونیستی
هستند و این (کمونیسم) چیزی است که اگر شاه کنترل کشور را در مدت زمان لازم برای تغییرات از دست
بدهد، عاقبت بدان خواهد رسید.
٤ عمق مخالفت فعلی مذهبیون، مورد قبول مقامات یا ناظران خارجی نیست. مخالفین مذهبی متحد
نسیتند و ملاها به طور مستقل فعالیت می کنند. فعالیت مستقل ولی مکرر و مداوم ملاها، بیشتر موجب فرو
ریختن سمبل شاه و دولتش می گردد. کار آنها این است که سلسله مراتب روحانیت مذهبی را بازسازی یا
تقویت نمایند تا جایی که بتواند به طور مؤثر مخالفت مذهبی را در کانال هایی هماهنگ و هدایت نماید که
قابلیت و توانایی فعالیت های مثبت مخالفت را داشته باشند.
٥ جبهه ملی، که زمانی یک قدرت در ایران بود، دیگر یک نیروی مخالف موثر نیست. رهبران آن
شجاعت خود را از دست داده اند (قلب خود را از دست داده اند) و مغزها و شکیبایی لازم را برای مقابله با
اقداماتی که رژیم برعلیه آن تدارک می بیند، جایگزین نکرده اند. مظفر بقایی، رهبر حزب زحمکتشان
خارج از کرمان قدرتی به حساب نمی آید.