اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٧١ - منوچهر اقبال
نخست وزیری را عهده دار شد. هر چند در بدو امر به شخصیتی قوی، پر تلاش و شدیدا مخالف فساد
شهرت و آوازه داشت، ولی به علت فقدان ابتکار و درایت در دوران تصدیش، حمایت های مردمی از وی
سلب گردید. او مرد پرنخوتی است و سمت و موقعیت او نیز بر غرورش می افزاید. او تمام اوامر و
برنامه های شاه را مو به مو و مطیعانه اجرا کرد، ولی نتوانست شور و اشتیاق و حمایت مردمی را برای
پیشبرد و اجرای این برنامه ها برانگیزد. علی رغم موانعی که بر سر راهش قرار داشت، منجمله
خصومت های مقامات متنفذی چون اسداللّه علم، توانست سمت نخست وزیری را بیش از همکاران
سابقش حفظ نماید، چون واقعا مشکل بود بتوان جانشینی سخت کوش، درستکار و مطیع همچون خودش
یافت. انتخابات مجلس در سال ١٩٦٠ موجب قیامی مردمی گشت و شاه تصمیم گرفت که در یک اقدام
برای حفظ ظاهر، اقبال را از مقام نخست وزیری خلع نماید. سپس برای انتخابات بعدی فراخوانده شد و
اقبال به عنوان رئیس حزب ملّیون دولت به مجلس راه یافت. در آوریل ١٩٦١، اقبال به تصدی سفارت
ایران در انگلستان منصوب گردید. سپس حکم انتصابش لغو شد و به پاریس رفت و در آنجا اقامت گزید. تا
سال ١٩٦٣ در دانشگاه سوربن به تدریس پرداخت و پس از آن به نمایندگی دائمی ایران در یونسکو با
سمت سفیری گمارده شد.
اقبال مردی چهارشانه، بلندقامت با چشمانی مشکی و موهای مجعد است. طبق اخبار و گزارشات، او
پس از برکناری از مقام نخست وزیری بسیار پیر و سالخورده به نظر می رسد. وی شیک پوش و در برابر
زنان ضعیف النفس است. اما به هر حال تاکنون در این رابطه رسوایی به بار نیاورده است. وی وقتی
احساس کند که مورد توجه اطرافیان قرار گرفته، آدم جذابی است، در غیر این صورت بی ادب و گستاخ
می باشد.
چنانچه از ظاهر او برمی آید شخصی است که نسبت به مسائل فلسفی و مذهبی بی تفاوت بوده ولی به
اصلاحات اجتماعی، تعلیم و تربیت، رأی گیری و آزادی زنان بسیار علاقمند است. اقبال مدالهای افتخار و
نشانه های فراوانی منجمله دکترای افتخاری حقوق از کالج Lafayette، (دکترای افتخاری از دانشگاه
پنسیلوانیا) در ١٩٥٦ و درجه دکتری از دانشگاه پاریس در ١٩٥٩ دریافت داشته است. او در چندین نهاد
آموزشی و پزشکی نظیر آکادمی پزشکی فرانسه عضویت دارد. او علاوه بر فارسی، فرانسه را عالی و
مقداری هم انگلیسی تکلم می کند.
در ١٩٣٣ اقبال با یک زن فرانسوی ازدواج کرد. آنها دارای ٣ فرزند هستند. در موقع ازدواج همسرش
اعتقاد به مکتب کاتولیک را رها نمود و مسلمان شیعه مذهب گردید، ولی به هر حال ٢ دختر وی در حال
حاضر کاتولیک های پروپاقرصی هستند. در سال ١٩٥٧ دختر اولش به صومعه راهبان در پاریس وارد
شد. دختر دومش مونیکو (Monique) ٢٨ ساله است و در سال ١٩٦٧ به عنوان متخصص زبان در
سرویس اطلاعات امریکا در تهران مشغول کار شد. او از لحاظ فکری مستقل است، تاکنون بسیار
مسافرت کرده و با قرارها و مراوداتی که با نظامیان امریکایی برقرار نموده، موجبات رنجش پدرش را
فراهم ساخته است.
از ٥ برادر اقبال، سه نفر آنها در ایران معروفند؛ علی، حقوقدان و نماینده سابق مجلس ؛ عبدالوهاب
شهردار سابق مشهد؛ و احمد در وزارت امورخارجه و خسرو اقبال برادر ناتنی منوچهر، بازرگانی است که
سیاست های رادیکال او منجر به این گردید که در سال ١٩٤٠ توسط انگلسیی ها در کشور تحت الحفظ