اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٧٠ - منوچهر اقبال
اقبال، منوچهر ١
سرّی غیرقابل انتشار برای بیگانگان
منوچهر اقبال رئیس شرکت ملی نفت ایران
منوچهر اقبال نخست وزیر سابق (٦٠ ١٩٥٧)، در نوامبر سال ١٩٦٣ به ریاست هیئت مدیره و
مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب گردید. این انتصاب موجبات بازگشت او را پس از دو سال و نیم،
که در حالت نیمه رسوایی و بی آبرویی در خارج کشور به سر می برد، فراهم نمود. اقبال آماج انتقادات و
اهانت های سختی قرار گرفت که از انتخابات مجلس در سال ١٩٦٠، یعنی زمانی که وی متصدی مقام
نخست وزیری بود و به واسطه مسائل مربوط به همین انتخابات هم از مقام صدارت خلع شد، منشاء
می گرفت.
او سابقه و تجربه قبلی در امور مربوط به نفت نداشت، ولی به او چشم مدیری کارآ و فردی معتمد و
درستکار نگریسته می شد. او فرد سخت کوشی است و برخورد ضعیفش در مقام نخست وزیری را نباید به
عدم تلاش وی نسبت داد. او را هرگز نمی توان رهبر خواند چرا که با پذیرش نخست وزیری یعنی به
رسمیت شناختن نقش درجه دوم در صحنه سیاسی کشور و با چاپلوسی های آشکار در مقابل شاه، به
حیثیت و پرستیژ سیاسی گذشته اش لطمات جدی وارد کرده است. برنامه اقتصادی او اندکی قرین موفقیت
بود و موجب شد که برخلاف معمول سالهای ١٩٥٧ تا ١٩٦٠، سالهای پرباری باشد. انتصاب اخیر وی به
ریاست این شرکت عظیم دولتی، می تواند به جامعه بازرگانی ایرانی اطمینان مجدد بخشیده و باعث تحکیم
و ثبات رژیم گردد. او به شدت ضد کمونیست است و در سال ١٩٤٨ لایحه ای درخصوص غیرقانونی
کردن حزب (کمونیست) توده تقدیم مجلس نمود.
اقبال در سال ١٩٠٨ در یک خانواده متنفذ در خراسان متولد شد. پدرش نماینده دوره چهارم مجلس
بود. منوچهر در دانشگاه مونتپلیر (Montpellier) فرانسه تحصیل کرد و مدرک خودش را در رشته دکترای
طب در سال ١٩٣٣ از همین دانشگاه دریافت کرد.
یک سال دیگر نیز در دانشگاه پاریس به پژوهش پرداخت و سپس راهی ایران شد و در بیمارستان
نظامی مشهد با عنوان افسر پزشک مشغول کار گردید و به ریاست اداره بهداری مشهد دست یافت. در سال
١٩٣٦ در بیمارستان رازی تهران در امور مربوط به بیماریهای مسری تخصص گرفت و در سال ١٩٣٨،
استاد طب و آسیب شناسی در دانشگاه تهران شد. وی از اوت ١٩٤٤ تا ١٩٥٠ در ده کابینه متوالی عهده دار
سمت وزارت بود. غالبا وزیر بهداشت و درمان بود، ولی تصدی وزارت پست و تلگراف، آموزش و
پرورش، راه و ترابری و وزارت کشور را هم برعهده داشته است. از ١٩٥٠ تا ١٩٥١ استاندار آذربایجان
بود، ولی توسط محمد مصدق مجبور به استعفا گشت و برای یک سال به پاریس رفت. در سال ١٩٥٣ به
سمت حرفه ای خویش در دانشگاه تهران بازگشت. در مارس ١٩٥٤ به مجلس سنا راه یافت و چندی بعد
به ریاست دانشگاه تهران منصوب گردید. او در اواخر سال ١٩٥٥ از فرانسه و بریتانیا دیدار کرد و در فوریه
١٩٥٦ بورسیه لیدر (Leader Grant) را جهت دیدار از نهادهای آموزشی امریکا دریافت داشت. در ژوئن
١٩٥٦ به وزارت دربار منصوب گردید و با حفظ سمت ریاست دانشگاه، کرسی نمایندگی مجلس سنا را
رها نمود.
در آوریل ١٩٥٧، اقبال جانشین حسین علا، که دوست قدیمی و مشاور شاه بود، گشت و تصدی مقام