ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٣ - مقصود
شاعر ديگرى گويد:
|
نهانا رسول اللَّه ان نقرب الخنا |
و ان نشرب الاثم الذى يوجب الوزرا |
|
يعنى: پيامبر خدا ما را منع كرد از اينكه به فحش نزديك شويم و از اينكه شراب كه موجب بدبختى است، بنوشيم.
در مورد توصيف ظلم بنا حق، اگر بمنظور تأكيد باشد، نمونه آن اين آيه است:
(يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ) (آل عمران ٢١) يعنى پيامبران را بنا حق مىكشند.
برخى گفتهاند: ستم بر دو قسم است: به حق و بناحق. ستم بحق آن است كه در شرع جايز باشد مثل قصاص.
(وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً): يكى ديگر از فاحشههاى محرم- چنان كه اشاره شد- شرك بخداست. گناه شرك، هيچگونه دليلى و حجتى ندارد كه آن را موجه سازد.
(وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ): يكى ديگر از فاحشههاى محرم، گفتن مطالبى است در باره خداوند بدون علم و اطلاع، اكنون به تسليت خاطر مبارك پيامبر پرداخته، مىفرمايد:
(وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ)، حسن گويد: يعنى براى هر جماعتى وقتى است كه در آن وقت گرفتار هلاك خواهد شد. اينكه مىگويد: براى هر جماعتى و نمىگويد: براى هر فردى، بخاطر اين است كه با ذكر جماعت، نشان مىدهد كه عمرهاى افراد يك دوره، بهم نزديك است و ديگر اينكه مقصود اين است كه پس از راهنمايى و اتمام حجت، مستوجب هلاك خواهند بود، جبائى گويد: مقصود از «اجل» مدت زندگى است و بنا بر اين شامل همه امتها مىشود و منظور فقط مشركين مكه نيست.
(فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ): همين كه اجل آنها فرا رسيد، از اجل خود نه يك ساعت عقب مىافتند، نه يك ساعت جلو. برخى گويند: يعنى درخواست نمىكنند كه آنها را بتأخير اندازند، زيرا مأيوس هستند و درخواست نمى- كنند كه جلو بيفتند. معناى آمدن اجل نزديك شدن اجل است.