ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٢ - لغت
بيان آيه ٢٢ تا ٢٥
قرائت
تخرجون: كوفيان غير از عاصم در اينجا و در روم و جاثيه و زخرف بفتح تاء و ياء و ديگران همه را بضم تاء و ياء خواندهاند. قرائت فتح براى اين است كه در آيه(إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ) (روم ٢٥) همه قراء بفتح تاء و در آيه(إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ) (يس ٥١) همه قراء بفتح ياء خواندهاند و قرائت ضم به اين دليل است كه در سوره مؤمنون آيه ٣٥ مىفرمايد:(أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ) و نيز مىفرمايد:(كَذلِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتى) (اعراف ٥٧)
لغت
دلّا: اين فعل از تدليه، به معناى انداختن دلو در چاه است.
طفق: جعل خصف: جمع كردن. خصف نعل يعنى تعمير كفش. چنان كه پيامبر گرامى در مورد معرفى جانشين واقعى خود بعمر و ابو بكر فرمود: «لكنه خاصف النعل فى- الحجرة» يعنى: همان كسى كه در حجره مشغول تعمير كفش است.
بعض: قسمتى كه از عده يا مقدارى جدا شود. اما عدد يك، بعض ندارد.
عدو: كسى كه بوقت يارى از انسان دورى كند. ولىّ كسى است كه بوقت يارى به انسان نزديك شود.
مستقر: محل قرار متاع: چيزهايى كه در دنيا مورد استفاده قرار مىگيرند.
حين: مدت دراز يا كوتاه. لكن در اينجا به معناى مدت طولانى بكار رفته است.