ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٧ - لغت
بيان آيه ١٨ تا ٢١
قرائت
مذؤما: در قرائت غير مشهور، زهرى بتخفيف همزه خوانده است.
سوآت: ابو جعفر و شيبه «سوات» به تشديد و او خواندهاند. علت اين است كه فتحه همزه را نقل بواو مىكنند و در اين صورت هم به تشديد و او و هم بدون تشديد واو تلفظ مىكنند. لكن تشديد واو، لغت خوبى نيست.
هذه: ابن محيض. «هذى» خوانده است. البته اصل كلمه همين است و هاء بجاى ياء آمده است.
لغت
ذأم و ذيم: نكوهش كردن شديد. شاعر گويد:
|
صحبتك إذ عينى عليها غشاوة |
فلما انجلت قطعت نفسى اذيمها |
|
يعنى: هنگامى كه بر ديدهام پردهاى بود با تو همراه شدم و همين كه ديدهام باز شد بملامت خويش پرداختم.
دحر: راندن كسى با خوارى و بى احترامى وسوسه: دعوت بكارى با صداى خفيف. شاعر گويد:
|
وسوس يدعو مخلصا رب الفلق |
سرا و قد أون تاوين العقق |
|
يعنى: خدا را با صدايى خفيف مىخواند و شكمش نفخ كرده بود ابداء: اظهار موارات: پنهان كردن چيزى از نظر سواة: چيز زشت و در اينجا منظور عورت است.
مقاسمه: سوگند ياد كردن.