ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩ - مقصود
براى من عذرى باشد. من بايد خداى خودم را پرستش كنم، زيرا هر كسى مسئول اعمال خويش است.
(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى): هيچكس بكيفر گناه ديگرى نمىرسد و بار ديگرى را بدوش نمىكشد. زجاج گويد: يعنى كسى كه مرتكب گناهى نشده، بكيفر گناه ديگران گرفتار نمىشود- برخى گويند: كفار به پيامبر مىگفتند: از ما اطاعت كن و اگر راه ما خطا باشد. گناه آن بگردن ماست، از اينرو اين آيه نازل شد. جبريان مىگويند:
خدا كودك را بگناه پدر، عذاب مىكند. اما اين آيه دلالت صريح دارد بر اينكه هيچكس بكيفر گناه ديگرى گرفتار نمىشود.
(ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ): آن گاه بازگشت شما بسوى ماست و خداوند در باره آنچه در آن اختلاف داشتيد، به شما خبر داده، شما را آگاه مىسازد و نيكو كار از بد كار آشكار مىشود.
(وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ): در اينجا خداوند بيان مىكند كه خلق را خليفههاى روى زمين قرار داده. مقصود اين است كه مردم هر دورهاى جانشين مردم دوره پيش از خود هستند و نسلهاى انسانى با نظم و ترتيبى خاص جانشين يكديگر مىشوند سرانجام عصرى فرا مىرسد كه آخر عمر جهان است و براى مردم آن عصر جانشينى نيست. مجرى اين طرحها و برنامهها در كره خاكى خداى دانا و مدبر است. اين معنى از حسن و سدى و جماعتى است برخى گويند: خطاب به امت پيغمبر اكرم است كه خداوند آنها را جانشين امتهاى گذشته كرده.
(وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ): سدّى گويد: يعنى خداوند درجه بعضى را از لحاظ رزق بر درجه ديگران بالا برده است. برخى گويند: يعنى خداوند درجه بعضى را از لحاظ صورت و عقل و عمر و مال و نيرو بر درجه ديگران بالا برده است اين معنى بهتر و جامعتر است. اما حكمت اين تبعيض ميان افراد بشر چيست؟ در حالى كه همه افراد بشر يكسان آفريده شده و در لحظه آفرينش هيچكدام استحقاقى نداشتهاند تا بر حسب استحقاق مزايايى به آنها داده شود. حكمت آن، اين است كه