ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧ - مقصود
(لَعَنَهُمُ اللَّهُ ...) (احزاب ٥٧) يعنى: آنان كه اولياى خدا و رسولش را آزاد كنند، خداوند در دنيا و آخرت، آنها را لعن مىكند. در تاييد همين مطلب، ابن عباس هم در تفسير اين آيه گفته است: يعنى امر خدا براى كشتن آنها صادر گردد. ٢- ما بدليل عقلى ميدانيم كه خداوند از جايى بجايى نمىرود، بنا بر اين منظور اين است كه آيات با عظمت خداوند بيايند. (به تقدير: «أو يأتي ربك بجلائل آياته» ٣- زجاج گويد:
يعنى عذاب هلاك كننده خداوند، در همين دنيا يا در قيامت بر ايشان نازل شود.[١]( أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ): يا اينكه يكى از آيات خداوند، نظير خارج شدن شتر يا طلوع خورشيد از مغرب، ظاهر شود. اين معنى از مجاهد و قتاده و سدّى است. از پيامبر گرامى اسلام روايت شده است كه: بوسيله اعمال بد، در انتظار شش چيز باشيد:
طلوع خورشيد از مغرب، خارج شدن شتر، دجال، دود، مرگ و قيامت.
(يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ):
روزى كه بعضى از آيات پروردگارت ظاهر شود و آنها را ناچار كند كه معرفت پيدا كنند و تكليف- كه با اضطرار و ناچارى سازش ندارد- از ميان برود، ديگر ايمان آوردن كسى كه قبلا ايمان نياورده، به حالش سودى ندارد، زيرا با ظاهر شدن نشانههاى قيامت، در توبه بسته ميشود و هر كسى ناچار ميشود كه خدا را بشناسد و نيك و بد را از يكديگر جدا گرداند و مىداند كه اگر كار بد كرده يا نيكىها را انجام نداده، گرفتار و درمانده است، از اينرو ناچار ميشود كه كار نيكو كند و از زشتى دور شود. ولى تنبّه اجبارى و خوب شدن اضطرارى فايدهاى ندارد.
(أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً): اينهم دنباله سابق است. يعنى: كسى كه قبلا كار نيكى انجام نداده، آن روز ديگر نيكو كار شدنش سودى ندارد. در اينباره نيز اقوالى است: ١- اين مطلب را از لحاظ غلبه دادن جانب كسانى كه در ايمانشان كار خير كردهاند، بيان مىكند، زيرا بيشتر كسانى كه از ايمانشان نفع مىبرند، آنهايى هستند كه در
[١] اين اقوال با توجه به« أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ» حقيقت مطلب را روشن نميكنند. پس مقصود كشف تام توحيد است.