ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٥ - مقصود
به آنها دستور داد كه ايمان بياورند. پس زنگار دل در مرحله اول معلول نافرمانى آنها و در مرحله دوم معلول امر خداست. از اينرو مىگويد: ما دل كافران را زنگارگون مىكنيم و مهر مىزنيم. اين قول از جعفر بن حرب و بلخى است. اين تشبيه در «كاف» نهفته است. يعنى ايمان نياوردن ايشان درست مثل مهرى است كه بر دل كافران خورده است.
برخى گويند: يعنى همانطورى كه خبر بى ايمانى آنها را براى شما بيان كرديم، بالطبع به فرشتگان نيز مىفهمانيم.
(وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ): هيچيك از آنهايى كه بهلاك رسيدند، به عهد خويش وفا نمىكردند. ممكن است مقصود از اين عهد، عهد الهى باشد، چه عقلها بر اينند كه شكر منعم و طاعت محسن و ترك كارهاى زشت واجب و لازم است. حسن گويد:
ممكن است اين عهد همان باشد كه بوسيله انبيا از مردم گرفته شده است كه خدا را پرستش كنند و شرك نياورند.
(وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ): لام و «ان» هر دو براى تاكيد هستند. يعنى بيشتر آنها را عهد شكن يافتيم.
ممكن است گفته شود: همه آنها فاسق و بعبارت ديگر عهد شكن بودند. چرا مىفرمايد: بيشتر آنها؟
پاسخ اين است كه لازم نيست كافر در همه كارهايش منحرف و گمراه باشد. بسيارند افراد كافى كه در كارهاى خود عادل و وظيفه شناس هستند و بر طبق راه و رسم دينى خود عمل مىكنند. پس مقصود اين است كه بيشتر آنها در عين اينكه كافر هستند، حتى از دين خود هم چنان كه بايد، اطاعت نمىكنند، عهد شكنى مىكنند و به وعدهها وفا نمىكنند.