ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٠ - مقصود
پاسخ خداوند خواسته است. لكن خواسته است كه به اختيار خود ايمان آورند نه از روى جبر و اكراه. تا سزاوار پاداش شوند. پس شعيب گفته است: كيش ما و شما هرگز يكى نميشود، مگر اينكه خداوند بخواهد از شما سلب اختيار كند و بدين ما در آورد.
(وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً): علم پروردگار ما همه چيز را فرا گرفته است. در باره ارتباط اين جمله به سابق گفتهاند: در صورتى مردم بايد از دينى پيروى كنند كه در آن مصلحتى باشد. پس مقصود اين است كه خداوند بهمه چيز عالم است و ميداند كه صلاح ما در چيست كه ما را به اطاعت آن دعوت كند. برخى گويند: مقصود اينست كه: خداوند بهتر ميداند كه آيا ما داخل دين شما مىشويم يا نمىشويم؟
(عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا): ما در همه امور- و از جمله پيروزى بر شما- بخدا توكل مىكنيم.
(رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِ): در اينجا شعيب از پروردگار خود در خواست ميكند كه ميان او و قومش بحق حكم كند. مقصود شعيب نشاندادن توجه كامل بذات خداوند است و الا او ميداند كه خداوند جز بحق حكم نمىكند. برخى گويند: يعنى پروردگارا، حق را آشكار كن و هر چه زودتر ما را پيروز گردان.
(وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ): تو بهترين حكم كنندگان هستى.