ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٨ - اعراب
بيان آيه ٦٥ تا ٧٢
لغت
سفاهة: سبكى عقل. مؤرج گويد: در لغت حمير يعنى جنون.
عجب: فرق ميان «عجب» بضم عين و «عجب» بفتح عين اين است كه اولى يعنى انسان از فضيلت خويش در شگفت باشد و اين ناپسند است زيرا خود خواهى است، اما دومى ممكن است پسنديده باشد. در مثل است كه: «لا خير لمن لا يتعجب من العجب و ارذل منه المتعجب من غير عجب» يعنى: در كسى كه از شگفتيها تعجب نكنند فايدهاى نيست و بدتر از آن كسى است كه بيخود تعجب كند.
خلفاء: جمع خليفه، جانشينان اين جمع، تابع معنى و مذكر است. مثل ظريف و ظرفاء در عين حال ممكن است جمع خليفه را خلائف بست. مثل ظريفه و ظرائف.
آلاء: نعمتها. مفرد آن «الى» شاعر گويد:
|
ابيض لا يرهب الهزال و لا |
يقطع رحما و لا يخون الى |
|
يعنى: او كسى است كه از لاغرى نمىترسد و قطع رحم نميكند و در نعمتش خيانت نمىورزد.
رجس: عذاب
اعراب
(أَخاهُمْ هُوداً): منصوب به «ارسلنا» كه در اول كلام است. كلمه «هود» بخاطر خفيف بودنش منصرف شده است.
(يا قَوْمِ): اين كلمه مناداى مضاف و در محل نصب است.
لكنى: اين كلمه براى استدراك است. يعنى نادانى مرا بدعوت شما وادار