ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٨ - مقصود
لكن اين مطلب بر خلاف عقيده عدلى مذهبان است. راست است كه خداوند معمولا گياه را بوسيله باران مىروياند، اما قدرت دارد كه اگر مصلحت دينى و دنيوى ايجاب كند، بدون باران گياه را بروياند يعنى نيازى به اينكه باران را واسطه قرار دهد ندارد.
(وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ): زمين خوب، بى رنج و زحمت كشاورز، خير و بركت مىدهد و زراعت آن خوب و پرفايده است. در عين حال. همين هم خارج از امر و فرمان خداوند نيست.
(وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً): زمين ناقابل و شورهزار، بركتى ندارد و در دادن محصول بخيل است. اين معنى از سدّى است. در عين حال براى خداوند ممكن است كه از زمين شوره زار هم محصول خوب و پرفايده، بروياند. لكن عادت بر اين جارى نشده و اين كار خلاف مصلحت است. انسان هم روى اين حساب، تكليف خود را بهتر مىشناسد و مىداند كه نفع و خير را از چه راهى بايد جستجو كند. از طرف ديگر، انسان بايد توجه كند كه هر گاه براى نفع اندك دنيا اين همه تلاش مىكند.
سزاوار است كه براى نفع سرشار آخرت بيشتر تلاش كند.
(كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ): ما دلائل گوناگون خود را براى مردم سپاسگزار، اينطور بيان مىكنيم، مقصود اين است كه: همانطورى كه اين مثل را بيان مىكنيم، دلائل خود را هم بگوش سپاسگزاران مىرسانيم برخى گويند: يعنى همانطورى كه آيات و دلائل را يكى پس از ديگرى براى شما بيان كرديم، براى كسانى كه شكر نعمتهاى خدا را بجا مىآورند نيز بيان مىكنيم يكى از نعمتهاى كه خداوند به ايشان ارزانى داشته است هدايت و فراهم كردن اسباب نجات و سعادت است.
از ابن عباس و مجاهد و حسن روايت شده كه اين مطلب، مثلى است كه خداوند در باره مؤمن و كافر مىزند. مىگويد: زمينها همه يكى هستند. لكن زمين باغ و گل و سنبل و زمين شورهزار، خار و خس مىروياند. مردم نيز همه يكى هستند.
از خون و گوشت و رگ و ريشه آفريده شدهاند. اما گروهى آمادگى دارند و موعظه را مىپذيرند و گروهى سنگدل هستند و موعظه در دل آنها اثر نمىگذارد.