ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠ - مقصود
است، پرداخته، مىفرمايد:
(قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ): به اين مشركين بگو: بيائيد تا آنچه خداوند بر شما حرام كرده است، براى شما قرائت كنم.
(أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً): به شما دستور داده است كه چيزى شريك خدا قرار ندهيد.[١]( وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً): و شما را وصيت كردهاند كه در باره پدر و مادر نيكى كنيد.
از آنجا كه نعمت وجود پدر و مادر از لحاظ اهميت، بعد از نعمتهايى الهى قرار دارد، بعد از امر بعبادت خدا، دستور احسان در باره آنها مىدهيد.[٢]( وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ): ابن عباس و ديگران گويند: يعنى فرزندان را از ترس فقر نكشيد.
(نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ): رزق شما و آنها بر عهده ماست.
(وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ): بكارهاى زشت و معصيتهاى ظاهر و باطن نزديك نشويد. اين معنى از حسن است. ابن عباس و ضحاك و سدّى گويند: آنها زناى پنهانى را گناه نمىدانستند و از زناى آشكار منع مىكردند خداوند از هر دو منع كرد. قريب بهمين مضمون از امام باقر ع نقل شده است كه گناه آشكار، زنا و گناه پنهان روايت دوستى است. برخى گفتهاند: گناه ظاهر كار اعضاى بدن و گناه باطن كار دل است. مقصود اين است كه همه گناهان را بايد ترك كرد.
(وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِ): شخص بيگناه را نكشيد. آدم كشى نيز داخل در «فواحش» است. لكن جداگانه ذكر مىكند، تا اهميت آن را خاطر نشان سازد. مقصود اين است كه مسلمان و كسانى كه با مسلمانان معاهده دارند، نبايد كشت. قتل در سه مورد جايز است: قتل قصاص، قتل بواسطه زناى محصنه و قتل
[١] بنا بر اين فعل نفى يا نهى يا بتقدير« عليكم ان لا تشركوا» باشد(« مثل عليكم انفسكم») معنى تفاوتى ندارد.
[٢]- از معناى« حرم» استفاده ميشود« اوصى بالتحريم» لذا جمله فوق يعنى« اوصى بالوالدين ...»