ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٠ - تفسير
(وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ) (و قرآن صاحب ذكر) يعنى صاحب شرف. از ابن عباس. و واضح كننده اين سخن قول خداوند است كه مىگويد:( (إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ))، «همانا آن ذكرى براى تو و براى قومت مىباشد- زخرف- ٤٤» و برخى گفتهاند معنى( (ذِي الذِّكْرِ)) يعنى صاحب بيانى كه مودّى به حق و هدايت كنندهاى به سوى رشد باشد، زيرا در چنين كتابى دليلهايى ذكر شده است كه هر شخصى در آنها تفكر كند مسلما حق را خواهد شناخت هم از طريق عقل و هم از طريق شرع.
«قتاده» گويد: (ذى الذكر) بمعنى صاحب تذكر است كه موجب تذكر خوانندگانش مىشود.
و «جبائى» گفته مراد از (ذى الذكر) كتابى است كه داراى ذكر خداوند و توحيدش و نامهاى نيكويش و صفات برترش، و ذكر پيامبران، و اخبار امتها، و ذكر بعث و نشر و ذكر احكام و آن چه مكلف از احكام و دستورات احتياج دارد، باشد، و مؤيّد اين نظر قول خداوند است كه مىفرمايد:( (ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ))، «فرو نگذارديم در كتاب چيزى را- انعام- ٣٨».
(بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا) (بلكه آنان كه كافر شدند) از اهل مكه فى عزة (در سركشى) يعنى در تكبر از حق و حميت جاهليت هستند.
و اين سخن «قتاده» است. و بر اين سخن دلالت مىكند آيه ديگرى در قرآن كه:( (أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ))، «بگيردش عزت به گناه- بقره- ٢٠٦».
و برخى گفته:( (فِي عِزَّةٍ)) يعنى در مالكيت و اقتدار و قوتى كه خداوند به آنان داده است مىباشند.
(وَ شِقاقٍ) (و خلاف) يعنى هستند ايشان در عداوت و معصيت و اختلاف زيرا كه آنان از متابعت تو سرپيچى كرده و به مخالفت تو مىپردازند. سپس خداوند آنان را ترسانده و گويد:
(كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ) (اى بسا هلاك كرديم پيش از ايشان از