ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥١ - تفسير
جمله:( (وَ إِنْ تَشْكُرُوا)) كه تقدير چنين است (يرضى الشكر لكم- راضى مىشود شكر كردن را از شما).
(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) (و بر نمىدارد بر دارندهاى بار ديگرى را) يعنى گناه هيچ كسى را ديگرى به عهده نمىگيرد و مجازات گناه با آن خواهد بود كه مرتكب شده است.
(ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ) (سپس بسوى خداوند است بازگشت شما) و مصير شما.
(فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (پس خبر مىدهد شما را به آنچه كه بوديد عمل مىكرديد) يعنى از اعمال شما خبر داده و به حسب آن مجازات مىكند.
(إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ) (همانا او داناست به ذات سينهها) پس سرّ و علنى بر او پوشيده نمىماند.
(وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ) (و چون انسان را ضررى برسد) از سختى و مرض و قحطى و غير از اينها.
(دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ) (مىخواند پروردگارش را بازگشت كننده به او) كه باز- گشت او تنها بسوى خدا مىباشد و به ديگرى اميدوار نمىشود.
(ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ) (سپس چون برساند بر او) يعنى ببخشد براى او.
(نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ) (نعمتى را از خود، فراموش كند آنچه كه بود مىخواند بسوى او از پيش) يعنى فراموش مىكند ضررى را كه خدا را براى برطرف كردن آن مىخواند پيش از اينكه به اين نعمت برسد.
«زجاج» گويد: فراموش كند دعائى را كه به آن خدا را خوانده و تضرع مىكرد از قبل.
جايز است كه مقصود چنين باشد: فراموش كند خدايى را كه بسوى او از پيش تضرع مىكرد: مانند( (وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ))، «و من عبادت كننده نيستم آنچه را شما عبادت مىكنيد و شما عبادت كننده نيستيد آنچه را من عبادت مىكنم- كافرون- ٤ و ٥» كه در اينجا نيز لفظ (ما) دلالت