ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٢ - قرائت
نسبى و به حقيقت دانستند پريان كه احضار شوندگانند. منزه است خداوند از آنچه مىستايند. مگر بندگان خداوند خالص شدگان.
قرائت
اصطفى- «ابو جعفر» و «نافع» به روايت «اسماعيل» و «ورش» از از طريق «اصفهانى» كلمه (اصطفى) را به ما قبل خود متصل دانسته و چنين خواندهاند (.. لكاذبون اصطفى البنات ...) و همزه (اصطفى) را به كسر خواندهاند.
«ورش» از طريق «بخارى» و ديگران به فتح همزه (اصطفى) قرائت كردهاند.
ابو على گويد: توجيه در قرائت اول اين است كه لفظ (اصطفى) خبر باشد، يعنى از دروغشان اين است كه مىگويند: (خداوند دختران را برگزيده است) پس در نظر آنان اين چنين است، چنان كه خداوند مىگويد:( (ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ))، «بچش كه همانا تو عزيز و گرامى هستى- دخان- ٤٩» كه در اين آيه منظور اين است كه اى پيغمبر تو در نزد خودت عزيز و گرامى هستى. و جايز است كه (اصطفى البنات) از (ولد اللَّه) بدل باشد زيرا ولادت و اتخاذ آنها مانند اصطفاء و برگزيدن آنها مىباشد پس جمله (اصطفى) بدل از مثال سابق مىباشد. و ممكن است كه جمله (اصطفى البنات) تفسير از (و انهم لكاذبون) باشد و ممكن است كه جمله (اصطفى) متعلق به (يقولون) باشد كه حرف عطف ساقط شده است مانند:( (سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ)) «به زودى گويند سه تا بودند چهارمشان سگ آنان بود.
كهف- ٢٢».
و توجيه در قرائت دوم اين است كه كلمه (اصطفى) بر اساس نكوهش و توبيخ باشد چنان كه خداوند گويد:( (أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ)) «يا بگرفت از آنچه آفريد دختران را- زخرف- ١٦» كه در چنين مواردى منظور از كلام،