ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٨ - شماره پيامبران
داستانشان.
(وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ) (و قصه برخى از ايشان را نگفتيم) و برخى گفتهاند مقصود اين است كه: ذكر بعضى از ايشان را بر تو خوانده و ذكر بعض ديگر را نخواندهايم.
از على ٧ نقل شده كه خداوند پيامبرى را مبعوث كرد كه سياه بوده و داستان آن به ما نرسيده است.
شماره پيامبران:
روايات و اخبار در عدد انبياء مختلف است، در بعضى از آنها عدد پيامبران صد و بيست هزار آمده و در بعض ديگر هشت هزار گفته شده كه چهار هزار از «بنى اسرائيل» و چهار هزار نفر ديگر از اقوام ديگر مىباشد.
(وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ) (و نيست براى رسولى كه بياورد آيتى را) يعنى معجزه و دلالتى را( إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) (مگر به اذن خداوند) و امر او، مقصود اين است كه:
آوردن معجزه به دست پيامبر به صورت مستقل نيست بلكه به دست خداوند است كه بر طبق مصلحت مىآورد.
(فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ) (پس زمانى كه بيايد امر خداوند) و آن قيامت است.
(قُضِيَ بِالْحَقِ) (حكم به حق شود) ميان مسلمانان و كافران و نيكان و فاجران.
(وَ خَسِرَ هُنالِكَ) (و زيان برد در اين هنگام) يعنى در قيامت.
(الْمُبْطِلُونَ) (افراد باطل) زيرا كه با از دست دادن بهشت و داخل شدن در جهنم زيان مىبرند و اين همان زيان آشكار است. و مبطل، صاحب باطل است.
و اينك خداوند به شماره نعمتهاى خود پرداخته و بيان مىدارد:
(اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ) (خداوند است آنكه قرار داد براى شما