ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٣ - تفسير
برخى گفتهاند كه موحدان چون داخل بهشت شوند فرشتگان حمد خدا را گويند.
عدهاى گفتهاند تسبيح ايشان در اين وقت به جهت لذت بردن و تنعم است نه به جهت تعبد چه اينكه در آنجا تكليفى نيست خداوند امر داورى و قضا را در آخرت بزرگ قرار داده به اين كه (عرش) نصب شود و ملائكه در دور عرش قيام كرده و خدا را تعظيم و ستايش مىكنند چنان كه پادشاهان چون بخواهند داورى كنند بر تخت خود مىنشينند و لشكر خود را مىفرمايند تا براى تعظيم آنان در كنار ايشان قرار گيرند، اگر چه قرار گرفتن خداوند بر عرش محال است زيرا خداوند به صفت اجسام و جواهر نيست و جلوس بر عرش از صفات اجسام است ولى از باب تفهيم و مثال چنين بيان شده است.
(وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِ) (و داورى شود ميان ايشان به حق) يعنى ميان مخلوقات به عدل تفصيل داده شود.
گفته شده كه ميان پيامبران و امتهاى داورى شود و نيز گفتهاند ميان اهل بهشت و دوزخ به حق داورى شود.
(وَ قِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) (و گفته شود سپاس خداى را كه پروردگار جهانيان است) اين سخن اهل بهشت است كه براى سپاسگزارى از نعمتهاى تام خداوند مىگويند.
برخى گفتهاند: اين از كلام خداوند است كه در آغاز آفرينش گفت:
((الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ)) و نيز پس از نابود كردن خلق و پس از برانگيختن ايشان و استقرار اهل بهشت در بهشت فرمايد( (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ)) پس واجب است براى ادب گزاردن به خداوند متعال، آغاز و انجام هر كارى را به حمد و ستايش خداوند انجام دهيم.