ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٨ - روح و نفس
در بدن باقى مىماند و ميان نفس و بدن رابطهاى چون شعاع خورشيد است.
پس اگر خداوند اذن در قبض ارواح دهد روح، نفس را اجابت كند و اگر اذن در رد روح دهد اجابت كند نفس روح را، و اين است قول خداوند كه مىفرمايد:
((اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ ...)) پس نفس آن چه در ملكوت ببيند داراى تأويل بوده و آن چه كه ميان آسمان و زمين ببيند بدون تأويل و از خيالهاى شيطانى است.
(أَمِ اتَّخَذُوا) (يا بگرفتند) يعنى بلكه گرفتند( مِنْ دُونِ اللَّهِ) (غير از خداوند) خدايان را( شُفَعاءَ) (شفيعان)،( قُلْ) (بگو) اى محمد ٦( أَ وَ لَوْ كانُوا) (اگر چه باشند) خدايان( لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً) (مالك نشوند چيزى را) از شفاعت( وَ لا يَعْقِلُونَ) (و تعقل نكنند)، جواب اين استفهام محذوف است كه تقديرش چنين است (اگر چه به اين صفت باشند باز بت پرستان آنها را عبادت كرده و شفيع قرار داده و اميد به شفاعت آنها را دارند).
(قُلْ) (بگو) بر ايشان( لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً) (شفاعت همگى براى خداست) كه هيچكس بدون اذن او نمىتواند شفاعت كند، و مقصود اين است كه هيچ كس نمىتواند مالك شفاعت شود مگر آن كه خدا او را مالك شفاعت كرده باشد، چنان كه خدا مىگويد:( (مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ))، «كيست كه شفاعت كند نزد او مگر به اذن خداوند- بقره- ٢٥٥» و در اين آيه رد و ابطالى است بر آن كه بتها را شفيع مىداند.
(لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (براى اوست پادشاهى آسمانها و زمين سپس بسوى او بازگردانده شويد)، معنى اين آيه سابقا گفته شد و اكنون خداوند از زشتى اعتقاد و سخنى عناد كافران خبر داده و مىگويد:
(وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ) (و چون خدا به تنهايى ياد شود رنجيده شود)، «سدى، جبائى، و ضحاك» گفتهاند يعنى نفرت كند.