ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٧ - روح و نفس
چيزى است كه شخص خوابيده از آن جدا بوده و تعقل نمىكند.
و آن كه هنگام مرگ بيرون رود عبارت از نفس زندگانى و حيوانى است كه چون بيرون رود جان آدمى نيز زائل شود.
خلاصه شخص خوابيده نفس مىكشد و فرق ميان قبض روح خوابيده و قبض روح مرده اين است كه اولى در مقابل بيدارى و دومى در مقابل زندگانى است و قبض روح خوابيده با باقى ماندن روح در بدن است و قبض روح مرده با خارج شدن روح از بدن است.
(فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ) (پس نگه دارد آن را كه بر آن مرگ را گذرانده است) بسوى روز قيامت كه بسوى دنيا باز نمىگردد.
(وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى) (و رها مىكند ديگرى را) يعنى نفسهاى ديگر را كه مرگ را بر آنها نگذرانده است كه منظور نفس خوابيده است.
الى اجل مسمى (تا سرانجام نامبرده) كه تا مرگش ناميده شده.
(إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ) (همانا در اين است آيتهايى) يعنى دلالتهاى آشكار بر توحيد خداوند و كمال قدرت او.
(لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ) (بر قومى كه تفكر مىكنند) در ادله، زيرا بر قبض نفوس در هنگام مرگ و هنگام خواب جز خداوند كسى قادر و توانا نيست.
روح و نفس
«ابن عباس» گويد: در بنى آدم روح است و نفس كه ميان آن دو، مانند شعاع خورشيد است، پس نفس آن كه داراى عقل و تمييز بوده و روح آن است كه موجب زندگى و حركت باشد چون انسان بخوابد نفس او بيرون رفته ولى روحش باقى است و هنگام مرگ خداوند روح و نفس هر دو را قبض مىكند و اين سخن تأييد مىشود به آن چه كه:
«عياشى» به اسناد خود از «حسن بن محبوب» از «عمرو بن ثابت» از امام باقر (ع) روايت كرده كى فرمود:
نيست كسى كه بخوابد مگر اين كه نفس او بسوى آسمان عروج كرده و روحش