ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٥ - تفسير
اعراب:
(أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ ...)- لفظ (من) با (صله) خود مبتداء بوده و خبر آن در تقدير است كه چنين باشد: (أ فمن شرح اللَّه صدره للاسلام كمن قسا قلبه من ذكر اللَّه اى تركه).
كتابا- منصوب است زيرا بدل از (احسن الحديث) مىباشد.
تفسير:
چون خداوند يادى از دعوت به توحيد كرده اين بار به دليلهاى توحيد پرداخته اگر چه همه مورد خطاب هستند ولى به پيامبر خود خطاب كرده و ميگويد:
(أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً) (آيا نمىبينى كه خداوند فرو فرستاده از آسمان آبى را) يعنى باران را.
(فَسَلَكَهُ) (پس روان كرده آن را) يعنى داخل كرده اين آب را.
(يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ) (در چشمههايى در زمين) مانند رودخانهها، چشمه ها و چاهها و قناتها. و مانند اين است قول خداوند كه مىگويد:( (وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ))، «و فرو فرستاديم از آسمان آبى را به اندازه، پس قرار داديم آن را در زمين- مؤمنون- ١٨».
(ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ) (سپس بيرون آورد به آن) يعنى بيرون آورد بواسطه اين آب از زمين.
(زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ) (كشتى را كه گوناگون است رنگهايش) يعنى اصناف آن مختلف است چون گندم و جو و برنج و غير از اينها، كه گفته مىشود اين رنگى از طعام است يعنى صنفى از آن است. و برخى گفته: مراد از رنگهاى گوناگون عبارت است از سبز و زرد و سرخ.
(ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا) (سپس مىخشكاند پس مىبينى زرد شده است) پس از آن كه سبز بوده است.
(ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً) (سپس قرار مىدهد آن را ريزه ريزه) يعنى شكسته و