ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠ - اعراب
شرح لغات:
شيعه- اين كلمه را به گروهى مىگويند كه از رهبرى پيروى كنند، ولى در عرف مردم، شيعه عبارت است از كسانى كه از (على ٧) پيروى كرده و به طرفدارى از آن حضرت با دشمنان او مبارزه كرده و پس از او از فرزندان او كه جانشين آن حضرت بودهاند پيروى كردهاند.
«ابو بصير» از «حضرت صادق» (ع) نقل كرده كه فرمود: تهنيت ميگويم شما را به اين نام! گفتم به كدام نام؟ فرمود: به نام شيعه! عرض كردم كه مردم ما را به اين نام عيب و سرزنش مىكنند! فرمود آيا نشنيدهاى سخن خداوند را درباره «ابراهيم» (ع) كه مىفرمايد:
(ان من شيعته لابراهيم)
و مىفرمايد:
(و استغاثه الذى من شيعته على الذى من عدوّه)
، «و يارى خواست از موسى آن كه از شيعيان او بود بر آن كه از دشمنانش بود- قصص- ١٥».
راغ- كلمه (روغ) به معنى ميل كردن است از جهتى به جهت ديگر، و گفته مىشود (راغ- يروغ- روغا- روغانا) كه به معنى برگشت و انحراف است و (رواغ) حيلهگر و منحرف را گويند.
«عدى بن زيد» گويد:
(حين لا ينفع الرواغ و لا ينفع الا المصادق التحرير)
«هنگامى كه نفع ندهد حيلهگران و منحرفان- و نفع ندهد مگر درستكار زبردست»
اعراب:
آلهة- اين كلمه بدل از (افكا) بوده و (افكا) مفعول فعل (تريدون) است.
(فَما ظَنُّكُمْ)- حرف (ما) مبتداء و كلمه (ظنكم) خبر آن است.
ضربا- اين كلمه مصدر فعل محذوف است و تقدير چنين است (يضربهم ضربا) و حرف (باء) در كلمه (باليمين) متعلق به همين فعل محذوف است.
يزفون- اين كلمه حال است از كلمه (اقبلوا).