تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٨ - هدف اصلى دشمن در تهاجم
مواجه شد و چه بايد گفت كه مؤثر باشد. با هر يك از زن، مرد، جوان، پير، دانشگاهى، كارگر، كشاورز و... چگونه بايد سخن گفت. بر خلاف ما كارهاى آنها بر اساس فرمولهاى دقيق علمى است. مثلاً وقتى كه مىخواهند عقايد زنها را تضعيف كنند مىگويند: با وجود اينكه نهج البلاغه گفته است كه زنها ناقص العقل هستند، آيا باز هم دم از نهج البلاغه مىزنيد؟ وقتى كه مىخواهند انسان را از دعا و توسل دور كنند مىگويند: مفاتيح الجنان مىگويد كه اگر دندانت درد گرفت فلان دعا را بخوان تا كرم از آن بيرون بيايد! به اين وسيله، كارى مىكنند كه انسان مفاتيح را ببوسد و كنار بگذارد. آيا هيچ مطلب ديگرى در مفاتيح نيست؟ وقتى كه بخواهند مفاتيح الجنان را، كه انيس امام خمينى(قدس سره) بود، از ما بگيرند اين سخنان را مىگويند.
آنها مىخواهند نهج البلاغه را، كه بنا به فرمايش امام(قدس سره) پس از قرآن بالاترين كتاب جهان است، به اين وسيله از ما بگيرند. به اين وسيله بين مرد و زن كه پس از انقلاب، چنين اتحادى در بين آنها ايجاد شده است، تفرقه بيندازند.
وقتى مىخواهند زنان را، كه فعالانه در صحنه هاى انقلاب حضور داشتهاند و به فرمايش امام(قدس سره)، در بسيارى از ميدانها از مردان نيز جلوتر بودند، از صحنه انقلاب دور كنند مىگويند: شما بيچاره ها را گول زده اند، چرا بچه هاى خود را به ميدان جنگ مىفرستيد؟ اينها كه مىگويند نهج البلاغه بايد حاكم شود نهج البلاغه شما را ناقص العقل مىداند.
با اين شيوه چيزى از اسلام نمىماند؛ «و على الاسلام السلام.» پس ما بايد هجوم فرهنگى را بشناسيم نه اينكه بگوييم موسيقى جاز هجوم فرهنگى است و بايد دوباره چنگ و عود را زنده كنيم و به موسيقى اصيل