تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٣ - پيشينه تهاجم فرهنگى
بَعْض زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروراً» است؛ يعنى با حرفها و سخنان زيبا و فريبنده به يكديگر الهام مىكنند. استفاده از سخن زيبا وخوش ظاهر اما بى باطن و بى مغز كار شياطين است تا ديگران را بفريبند.
به عنوان جملهاى معترضه خداوند در انتهاى اين آيه مىفرمايد: «وَ لَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرَهُمْ وَ مَا يَفْتَرُونَ». اين جزو تدبير تكوينى الهى است كه مىفرمايد همانگونه كه ما پيامبران را فرستادهايم و آنها را با انواع نيروهاى معنوى حمايت كردهايم به آنها هم ابزار و وسايلى براى كار داده شده است. البته همانگونه كه پيامبر مجبور نيست آنها هم مجبور نيستند؛ اما تدبير الهى به شكلى است كه هر دو دسته به وجود مىآيند، رشد مىكنند و ادامه دهندگان راه هر دو گروه هميشه خواهند بود. هدف شياطين از اعمال روشهاى گوناگون براى جلب طرفداران خود اين است كه آن دسته از مردمى كه هنوز به آخرت ايمان ندارند و زندگى آنها در سطح همين زندگى حيوانى است و فقط هر چه را مىبينند و احساس مىكنند، مىپديرند و هنوز نمىتوانند ماوراى محسوسات را درك نمايند و قبول كنند يعنى هنوز ايمان به غيب و آخرت ندارند؛ بفريبند اما كسانى كه داراى ايمان هستند و به ماوراى اين عالم اعتقاد دارند گول شياطين را نمىخورند. بر خلاف انسانهايى كه تحت تعلميات پيامبران قرار نگرفته اند. فقط به محسوسات ايمان دارندو به عالم غيب معتقد نيستند و به يقين نرسيده اند؛ بجز برخى افراد بسيار نادر و استثنائى همه در آغاز زندگى بينش طبيعى و مادى دارند. به تدريج، بايد به مسائل ماوراى طبيعى و غيبى پى ببرند. شياطين جن و انس در كمين هستند تا چنين افرادى را به دام بيندازند. پس پاسخ اين سؤال كه هجوم فرهنگى از چه زمانى شروع شده است اين است كه از ابتداى تاريخ زندگى اجتماعى انسان همه افراد