تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - ٣ـ ديرپائى مسائل فرهنگ
صورت، اين قاعده در مفاسد ديگرى مانند شراب قابل تسرى است!
كسانى كه اينگونه تحليل مىكنند، با احكام قطعى اسلام چه مىكنند؟ كسانى براى اين سؤال نيز پاسخى انديشيده اند. آنها اينگونه توجيه مىكنند كه «در هر زمانى به يك نحو از اسلام برداشت مىشود. احكام اسلام كه امروزه بدانها عمل مىشود، مخصوص زمانى است كه مردم وحشى بوده اند؛ امروز نيز احكام اسلام بايد مطابق مقتضيات زمان تشريع گردد»!!
٣ـ ديرپائى مسائل فرهنگ
بسيارى از پديده ها دراثر يك عامل به سرعت در جامعه پديد مىآيند، به راحتى نيز از بين مىروند. فرض كنيد زلزلهاى در محلى اتفاق مىافتد و مشكلاتى را به وجود مىآورد، مردم دست به دست هم مىدهند و با تلاش، مشكلات ناشى از زلزله را برطرف مىكنند يا جامعه دچار بحران مىشود و افرادى نيكوكار و فداكار اقدام مىكنند و مشكل را حل مىنمايند. ولى مشكلات فرهنگى اينچنين نيست؛ پديد آمدن آنها با مقدمات بسيار همراه است، رشد و تغيير آنها نيز بسيار پيچيده است و به برنامه ريزيهاى وسيع نيازمند است. اگر بخواهيم آنچه را كه امروز به نام ابتذال فرهنگى ناميده مىشود ريشه يابى كنيم و عوامل بروز آن را در جامعه شناسايى كرده براى پيشگيرى و برطرف ساختن آن اقدام كنيم خواهيم ديد با مسائل بسيار گستردهاى سروكار پيدا مىكنيم كه حل آن مسائل از عهده عدهاى اندك خارج است و بحث را تا اين حد گسترده كردن و به ريشه يابى در عوامل يك پديده اجتماعى پرداختن، تقريباً باعث يأس از اقدام مىشود. از سوى ديگر، ساده گرفتن مسأله نيز موجب مىشود كه در عمل توفيقى حاصل نشود. لذا، بايد تلاشى در خور و متناسب براى شناخت عوامل و انگيزه ها انجام داد.