تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - تصوّر غلط از فرهنگ اسلامى
هستى شناسى مىگذاريم و قبلا به آن اصول دين مىگفتيم كه عنصر اول فرهنگ ماست.
عنصر دوم ارزشها و خوب و بدهاست. اسلام يك سلسله خوب و بدهاى ثابت و ابدى را به ما ارائه مىدهد. اين بدان معنا نيست كه احكام در هيچ زمان و مكانى تغييرى نمىكند. احكام امورى جزئى و متغيرند و منظور از ارزشهاى ثابت اصول ارزشى و مبانى است.
عنصر سوم شيوه هاى رفتارى خاص برخاسته از آن بينشها و ارزشهاست. اين سه، عناصر اصلى فرهنگ اسلامند؛ يعنى آنچه را بايد بدان معتقد باشيم، خوب و بد و شيوه رفتار ما را مشخص مىكند. اين همان اصول دين، اخلاق و احكام اسلامى است. لهجه ها، لباسهاى گوناگون محلّى، كيفيت گويشها و... ارتباطى با فرهنگ ندارد. اسلام معين نكرده است كه انسان با چه زبانى سخن بگويد يا چه لباسى بپوشد. اسلام يك اصل كلى معين كرده است و آن اين است كه انسان نبايد تابع دشمنان خدا شود و رنگ دشمن به خود بگيرد، بلكه بايد استقلال خود را حفظ كند. اينكه لباس يقه داشته يا نداشته باشد مربوط به اسلام نيست. ممكن است كه اين مسأله زمانى نشانه استقلال باشد؛ اما عنصر اصلى فرهنگ اسلام نيست.
تصوّر غلط از فرهنگ اسلامى
برخى تصور مىكنند كه فرهنگ اسلامى يعنى اينكه مردم لباس روحانيان را بپوشند. چنين چيزى نيست. بعضى لباسها نشانه صنفى است؛ مانند ارتشى يا روحانى كه لباس خاصى دارند. مصالح اجتماعى اقتضا مىكند كه آنها در اجتماع، از ديگران باز شناخته شوند. معناى