تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - اصول و ارزشهاى دينى و تشكيكهاى مهاجمان
انسان حق ندارد به چيزى يقين پيدا كند، چون اصلا چيز باوركردنى در عالم وجود ندارد. ثانياً، به فرض آنكه به چيزى اعتقاد پيدا كرد حق ندارد عقيده خود را به ديگران تحميل كند. با اين فرض، كسى حق ندارد كسى را دعوت كند كه اسلام را بپذيرد. حتى بت پرستى هم براى خود نوعى اعتقاد است و نبايد آنرا نكوهش كرد.
اصول و ارزشهاى دينى و تشكيكهاى مهاجمان
اگر كسانى اعتقاد يقينى داشته باشند كه اسلام حق است و همه مردم بايد به آن ايمان بياورند و گرنه گمراه مىشوند،به عذاب آخرت مبتلا مىگردند و سعادت ابدى آنها به خطر مىافتد اصلا شكل زندگى شان عوض مىشود؛ مثلاً در اين چند سال اخير، به دليل اينكه اين مسائل تاحدى جدّى گرفته شده است جوانها و نوجوانان ما در صحنه هاى نبرد چه افتخاراتى كه نيافريده اند! جوانان پانزده شانزده ساله ما، با اعتقاد به آخرت و امدادهاى غيبى، دنيا را تكان دادهاند اينها همه به خاطر جدّى گرفتن اين مسائل است. اگر يك ملت شصت ميليونى، همه، اين مسائل را جدى بگيرند در ساير ملّتها هم اثر مىگذارند و تدريجاً دنيا عوض مىشود.
اما دشمن براى اينكه اين مسائل جدّى گرفته نشود تبليغات مىكند؛ مىگويد: دين يك سلسله پندارهايى است مربوط به زندگى شخصى افراد، هر كس در اعتقادى كه دارد آزاد است ولى نبايد به اعتقاد ديگران كارى داشته باشد. در حالى كه عمده شعارهاى پس از انقلاب مابر اين اساس بود كه «ما انقلابمان را به همه جهان صادر مىكنيم»؛ يعنى ما يك سلسله باورهاى دينى داريم كه مىخواهيم آنها را براى ديگران هم اثبات كنيم. اجبارى هم نسبت به پذيرش حرفمان نداريم. تنها مىگوييم حرف ما