تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢ - هويت شرق نشينان و گستره تهاجم فرهنگى
تفاوت ميان ترويج فرهنگ و جذب آن با تحميل و تهاجم فرهنگى چيست و آيا ترويج يك فرهنگ نيز در همه حال، امرى نامطلوب و ناپسند است؟
قبل از ورود به اصل موضوع، لازم است كه درباره تعدادى از اين پيش فرضها، بطور مختصر توضيح بدهيم و چهارچوب بحث را دقيقاً مشخص نماييم. البته بيان تفصيلى هر يك، در جاى مناسب خواهد آمد:
مفهوم واژه «فرهنگ» از مفاهيم بسيار پيچيده است و به رغم تعاريف بى شمارى كه درباره آن بيان شده، تاكنون تعريف روشن و جامعى از آن ارائه نشده است. با اين همه، منظور ما از آن در بحث «تهاجم فرهنگى» عبارت از مجموعهاى از مايه هاى فكرى و ارزشى است كه در رفتار اختيارى و اجتماعى انسان اثر مىگذارد. اين مجموعه داراى عناصر متعددى است كه در جاى خود، مورد شرح و بررسى قرار خواهند گرفت.
كلمه «تهاجم» از واژه هايى است كه از نظر لغوى معناى مشاركت طرفينى دارند، ولى اين معنا مراد نيست و حتى در استعمالات رايج عرف نيز، به معنى هجوم يك طرفه آمده است.
اگر چنين نباشد، اعتقاد كسانى كه اساساً اصطلاح «تهاجم فرهنگى» را يك لفظ بدون مصداق مىدانند و جريانات امروز را نشرو تبادل فرهنگى مىپندارند، با معناى طرفينى «تهاجم» سازگارتر است؛ در حالى كه به وضوح مشاهده مىكنيم كه فرهنگ مهاجم، يك فرهنگ سلطه جو است كه با اهداف خاصى در جهت بسط سيطره خود، برنامه ريزى و تلاش مىكند و همانگونه كه سردمداران و انديشه گران كنونى آن اظهار كردهاند قصد دارد كه جهان را به «دهكده واحد جهانى» بر اساس مبانى و ارزشهاى اومانيستى مبدل سازد. بنابر اين، معنى تهاجم با غافلگيرى و تحميل توام