تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤ - پيشگفتار
مسلمانان كشورهاى ديگر هم بيشتر خواهد١.
همزمان با تحركات جهانى، ما در دهه اخير، سالهاى پرالتهابى را نيز در داخل كشور پشت سر نهاديم كه دشمن با تحريك تأسف بار روشنفكران غربزده، سعى كرد به بهانه خرافه ستيزى و به عناوين مختلف ديگر اسلام اصيل را تضعيف كند و با تهمتهاى ناروايى از قبيل تحجر و استبداد، از صحنه انديشه و باور جامعه محو نمايد و نهايتاً اسلام را از كشور ما ريشه كن سازد.
و اينچنين بود كه اينان با مقايسه اسلام و مسيحيت قرون وسطى و تشبيه روحانيت شيعه با اصحاب كليسا، شعار پروتستانتيسم اسلامى را زمزمه كردند و با انتقاد از برخى حقايق و مقدسات مذهبى، نسبى بودن اصول اخلاق و معرفت دينى را مطرح نمودند.
اين توطئه ـ كه درباره آن متناسب با بحثهاى آينده به تفصيل سخن خواهيم گفت ـ شديدترين و ناجوانمردانه ترين حملهاى است كه در قالب مفاهيم علمى، اساس اعتقادات جوانان را مورد تهديد قرار داده و خواه ناخواه به موازات اهداف خصمانه جهانخواران بيگانه و نتيجتاً در مسير انهدام و نابودى فرهنگ دينى و ملى كشورمان عمل خواهد كرد.
دشمن خيانتكار، در مسأله مرجعيت نيز آرام ننشسته است و با اتهام آميختگى آن به اغراض دنيوى، يعنى لكه ننگى كه در طول تاريخ تشيع، هرگز دامن پاك مجتهدان مجاهد و علماى عظيم الشان اسلامى را آلوده نكرده و به وضوح از ساحت مقدس آنان دور بوده است، قداست آن را مورد سؤال و ترديد قرار داده است.
تمامى اين مسائل، تيرهاى زهرآلود تهاجم فرهنگى و از جلوه هاى بارز
١ـ مجله ١٥ خرداد شماره صفر ـ ديماه ٦٩.