تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٢ - سه عنصر اصلى فرهنگ
اگر روزى افكار ما نيز به همين سو تمايل پيدا كند و عواملى در جامعه بوجود آيند كه افكار، ارزشها و شناختهاى ما را به سوى منفعت گرايى سوق دهند بايد بدانيم كه مورد هجوم فرهنگى واقع شده ايم.
سه عنصر اصلى فرهنگ
در اسلام يك سلسله باورهايى وجود دارد كه يقينى هستند؛ يعنى هم مطابق با واقعند و هم افراد بايد به آنها يقين داشته باشند: «و بالاخرة هم يوقنون» نه تنها يقين امكان دارد، بلكه شرط ايمان يقين به غيب است: «الذين يؤمنون بالغيب» ، «و بالاخرة هم يوقنون». به جهان ناديده بايد يقين داشته باشيم. اگر فرهنگى به ما بگويد كه نه تنها به اين مسائل نمىتوان يقين پيدا كرد، بلكه به ديدنى ها نيز نمىتوان يقين پيدا كرد؛ اين سخن با فرهنگ اسلامى سازگارى ندارد. قرآن مىفرمايد: «الذين يؤمنون بالغيب»، «بالاخرة هم يوقنون». اما كسانى هستند كه مىگويند مطلقاً يقين براى بشر امكان ندارد تا چه رسد يقين به ناديدنى ها.
اگر مسائل غيبى وجود داشته باشد كه دارد پس آن هجومى كه بر ما وارد مىشود هجومى است به اين مجموعه كه نام آن را فرهنگ گذاشته ايم، نه آداب و رسوم كه لباس فلان شكل باشد يا نباشد. اينها عناصر اصلى فرهنگ نيستند، شايد يكى از پانصدمعنايى كه براى فرهنگ گفتهاند شامل اين موارد هم بشود اما اين معنا محل بحث ما نيست؛ از اينرو لازم است كه ابتدا منظور خود را از فرهنگ مشخص كنيم. اگر مردمى پنجاه عنصر را كنار يكديگر گذاشتند و گفتند كه ما به اينها مىگوييم فرهنگ؛ ولى يكى از اين پنجاه عنصر مورد بحث ما نباشد آنها