تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - هويت شرق نشينان و گستره تهاجم فرهنگى
اروپايى تمجيد نيز نموده اند؛ بنابر اين كسى كه امروز بر صدور انقلاب اسلامى ما به آن سوى مرزها، نام تهاجم مىنهد و بدين وسيله مىخواهد غارتگرى و سلطه فرهنگى جنايتكاران را توجيه كند و شعله خشم مسلمانان غيور را عليه روش استكبارى آنان خاموش سازد، بدون ترديد فرق پاكى را با ناپاكى قبول ندارد!
تاكنون در اين مقدمه، به نكاتى پيرامون تعريف فرهنگ و تهاجم، اثبات وجود تهاجم فرهنگى، انگيزه و هدف تهاجم و مسائل ديگرى اشاره كرديم. بايد دانست كه به اعتقاد ما، در جامعهاى كه اسلام به طور كامل تحقق و حاكميت يافته باشد، سلسلهاى از شناختها و باورها و همچنين ارزشهاى اخلاقى ـ اجتماعى مورد قبول اسلام وجود دارد كه داراى يك شيوه رفتارى منسجم و هماهنگ مىباشد. اين شناختها و ارزشها به علاوه رفتارهايى كه داراى انسجام كامل بوده و دقيقاً ناشى از همان شناختها و ارزشها مىباشد، فرهنگ اسلامى را تشكيل مىدهند.
چنانچه گفتيم، اين مربوط به جامعهاى است كه اسلام در آن بطور كامل متحقق شود، بنابر اين اگر فرهنگ برخى از جوامع اسلامى، از اين هماهنگى و انسجام رفتارى برخوردار نيست، علت آن آميختگى و ناخالصى است كه در اثر نفوذ عناصر فرهنگ بيگانه، در فرهنگ اسلامى صورت مىگيرد و نتيجتاً اينگونه جوامع را داراى فرهنگى التقاطى مىسازد كه اين دوگانگى، با وحدت اسلام و يكپارچگى فرهنگ اسلامى هرگز سازگار نيست.
از آنجا كه شرط اول مبارزه با تهاجم فرهنگى غرب، شناخت فرهنگ و فلسفه آن است و همچنين براى روشنتر شدن اين بحث، به بيان نقش تخريبى فرهنگ و فلسفه غرب و ريشه تاريخى آن مىپردازيم.