تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤ - ٤ـ سلطه فرهنگى
جبهه تهاجم و ارقام كلانى كه از سوى دشمنان اسلام در زمينه اخير سرمايهگذارى شده است، مىتوان به ميزان هشيارى لازم و تلاش بىوقفه و همه جانبه در جلوگيرى از آلودگيهاى حاصله از سمپاشيها آنان پى برد. گرچه متاسفانه بايد گفت كه تاكنون پيرامون سه قسم اخير، از نظر مبانى فكرى و نظرى، در كشور ما كار علمى و تحقيقى چشمگيرى انجام نشده است و فقط به اقتضاى شرايط زمان، متخصصين علوم نظامى، در طول مدت جنگ تحميلى، تا حدودى درباره مسائل نظامى و ابعاد مختلف آن، به تحقيق و تأليف پرداختهاند كه نتايج قابل ملاحظهاى نيز به دنبال داشته است.
لذا بر دانشمندان و محققان اسلامى لازم است كه در زمينه مبارزه سياسى، اقتصادى و فرهنگى با دشمنان اسلام تلاشهاى عالمانه و محققانهاى انجام دهند.
نكتهاى كه در اين بحث، قابل بررسى و تعمق مىباشد، ارتباط متقابل و تأثير فزايندهاى است كه به نحوى در ميان هر يك از شيوه هاى فوق الذكر با ساير اقسام آن وجود دارد. به عنوان مثال، تحكيم يك رابطه سلطه جويانه اقتصادى، و حتى تثبيت يك موقعيت جديد كه با هجوم نظامى به دست آمده است، بدون تلاش فرهنگى و تأثير در انعطاف فرهنگ طرف مقابل تقريباً امرى غير ممكن است، همچنانكه تسلط سياسى، غالباً اهداف اقتصادى را دنبال مىكند و در نهايت، با سلطه اقتصادى نيز هماغوش است.
نتيجه مهمى كه در اينجا به دست مىآيد مربوط به اهميت نقش فريبنده ترفندها و تلاشهاى فرهنگى در دوام بخشيدن به روند سلطه است. «اسپنسر» فيلسوف معروف انگليسى مىگويد: