تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - اصل عدم استيلاى كفار بر مسلمين
«اخلاق و آداب و زبان و تمدن خودتان را به اقوام و مستملكات خود بياموزيد و آنان را به حال خودشان واگذاريد كه «هميشه» از آن شما خواهند بود!»١.
معناى اين سخن آن است كه بدون ترديد، تسلط فرهنگى پيش در آمد سلطه دائمى است چنانكه ما در تاريخ كشورمان، نمونه هاى آن را در تسلط سلجوقيان، مغولان و تيموريان مشاهده كرده ايم. اينها اگر چه در ابتداى هجوم وحشيانه خود، با قدرت شمشير بر اوضاع سرزمين ما مسلط شدند، اما پس از استقرار حكومت خود، تلاش مىكردند كه با استفاده از وزراى دانشمند و مشاوران دور انديش، به هر نحو ممكن در فرهنگ مردم نفوذ كرده و آنها را تا حد امكان به خويشتن متمايل سازند! پس مىتوان نتيجه گرفت كه به هر ميزانى كه يك جمعيت يا حكومتى در ميان فرهنگ يك ملت نفوذ پيدا كند، به همان اندازه، سلطه خويش را بر آنان بيمه كرده است و توان خود را در استثمار و بهره كشى از آنها بالاتر برده است. اين تجربهاى است كه دولتهاى استعمارگر غربى، به خوبى آنرا آموختهاند و به نتايج موثر آن دست يافته اند.
اصل عدم استيلاى كفار بر مسلمين
يكى از حقايق مسلم در بينش اسلامى اين است كه خداوند متعال به مسلمانان با ايمان اجازه نمىدهد كه زير بار ذلت مشركان، كفار و منافقان بروند. اين يك اصل اسلامى ريشه دار است و كسانى كه كم و بيش با مكتب اسلام و اصول و مبانى اين دين مقدس، آشنايى دارند، از اين حقيقت آگاهند.
١ـ اسلام بر سر دو راهى پاورقى صفحه ٢٣.