تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - بازسازى فرهنگى
اسلام به عنوان اسلام وارد فرهنگ كشور شده باشد و هيچ ارتباطى با اسلام نداشته باشد.
ابتدا بايد فرهنگ اسلامى را بشناسيم و بفهميم كه فرهنگ واقعى چيست و آنچه را غير اسلامى يا ضد اسلامى است، از آن جدا كنيم تا بدانيم كه با چه بايد مبارزه كنيم و ناخواسته به عناصر اصلى فرهنگ اسلام ضربه نزنيم.
گاهى ممكن است شيوه و ابزار مبارزه با فرهنگ بيگانه نادرست باشد و از اين ابزار به نتيجه مطلوب نرسيم و در عمل، به دشمن كمك كنيم.
در دو سه قرن اخير، نمونه هايى وجود داشته كه برخى به نام مبارزه با غرب زدگى به ترويج فرهنگ غرب كمك كرده اند، خواستهاند با سلاحى كه دشمن به دست آنها داد به جنگ با او بروند. در حالى كه، به نفع دشمن عمل كرده اند.
بازسازى فرهنگى
در شرايط كنونى جامعه ما بيش از حد نيازمند فعاليت هاى فرهنگى است. عليرغم منافع غنى فرهنگى، بزرگترين كمبود انقلاب ما كمبود فرهنگى است. متأسفانه عوامل گوناگونى چه پيش از انقلاب و چه پس از آن موجب شدهاند كه حركت فرهنگى لازم در جامعه ما به وجود نيايد. شايد بهترين عامل آن پس از انقلاب وقوع جنگ تحميلى بود كه ضرورتاً تمام توان و نيروى فعال جامعه ما را به سوى خود متوجه ساخت، ولى اكنون كه دوران جنگ سپرى شده و بسيارى از فتنه هاى داخلى كه در ابتداى پيروزى انقلاب چنگ و دندان نشان مىدادند نابود گرديده است،